أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
371
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بود كه پاى بر اديم عكاظى نهادى و ده مرد ميكشيدندى از زير پاى وى بيرون نيامدى و پاره پاره شدى و مقدار قدم وى از آن پوست در زير پاى وى بماندى برين وجه مراد به اين كه گفت : هى مىپندارد وى كه كسى بر وى قادر نباشد و هرگز كسى بر وى غالب نگردد اين مرد باشد و بر وجه اوّل مردى است از جملهء صناديد قريش كه با رسول خداى خصومت كردى و مكابده نمودى و بعزّت خود و شرف قوم خويش مغرور بودى خداى تعالى فرمود كه : وى مىپندارد كه هيچكس قادر نباشد بر آنكه از وى انتقام كشد و مكافات بدى وى كند ميگويد كه : من هلاك كردم در خصومت محمّد مالى بسيار را و در مكارم و معالى ؛ گفتند كه مرد وليد مغيره بود خداى تعالى گفت : هى ميپندارد وى كه هيچكس ويرا نديد كه اين مال نفقه ميكرد يعنى ما ديديم و دانستيم كه مطلوب بنفقه كردن آن مال حاصل نگردد . مقاتل گفت : آيت در حارث بن عامر آمد و او به ظاهر در مسلمانى آمده بود رسول ويرا زكات فرمود و هر وقت كه گناهى كردى از رسول بپرسيدى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ويرا بكفّاره فرمودى ، وى گفت : مال من در كفّارات و نفقات تلف شد تا در دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدم ، خداى تعالى گفت كه : وى مىپندارد كه كس ويرا نديد در وقت انفاق مال ؛ دعوى مىكند كه نفقه كردهام ؛ نكرده است دروغ ميگويد ؛ يعنى خداى مىبيند و روز قيامت از وى مطالبه كند چنان كه عبد اللّه عبّاس روايت كرد از رسول خداى كه وى گفت : روز قيامت هيچ بندهء را رها نكنند كه قدم از قدم برگيرد تا از عهدهء چهار چيز بيرون نيايد ؛ از عمر تا بچه بسر برد ، و از مال كه از كجا كسب كرد و در چه نفقه كرد ، و از علم كه بر آن چگونه كار كرد و از دوستى ما أهل البيت . [ سوره البلد ( 90 ) : آيات 8 تا 16 ] أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ ( 8 ) وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ ( 9 ) وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ ( 10 ) فَلا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ( 11 ) وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ ( 12 ) فَكُّ رَقَبَةٍ ( 13 ) أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ( 14 ) يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ ( 15 ) أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ ( 16 )