أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

332

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

سورة الطّارق و مكّيّة و سبع عشرة آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ سوره الطارق ( 86 ) : آيات 1 تا 8 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ ( 1 ) وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ ( 2 ) النَّجْمُ الثَّاقِبُ ( 3 ) إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ ( 4 ) فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ ( 5 ) خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ ( 6 ) يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ ( 7 ) إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ ( 8 ) سورهء طارق اين سوره مكّى است و هفده « 1 » آيت است « 2 » . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : هر كه اين سوره بخواند او را بعدد هر ستارهء كه بر آسمان است ده حسنه بنويسند . أبو عاصم روايت كرد از پدرش كه وى گفت : رسول خداى را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ديدم در مشرقهء « 3 » بنى ثقيف بر كمانى تكيه زده و اين سوره ميخواند من ياد گرفتم بجماعتى از ثقيف بگذشتم و قومى از قريش در ميان ايشان بودند مرا گفتند : از محمّد چه شنيدى ؟ - اين سوره برخواندم ثقفيان گفتند : ما را چنين ميآيد كه اين حقّ است و قريشيان گفتند : ما صاحب خود را به از شما شناسيم اگر دانستيمى كه وى حقّ است متابعتش كرديمى « 4 » ؛ خداى تعالى سوگند خورد به آسمان و بستارهء كه آن را [ طارق ] خوانند گفت : بحقّ آسمان و بحرمت ستارهء كه بشب پيدا شود و هر چه در شب آيد آن را [ طارق ] خوانند و حوادث را

--> ( 1 ) - در نسخ اين تفسير و تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « شانزده » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « در عدد مدنيان و هفده در عدد باقى قرّاء ، و شصت و يك كلمت است ، و دويست و سى و نه حرف است ( و در بعضى نسخ خطى : دويست و چهل و پنج حرف است و در بعضى ديگر : دويست و پنجاه حرف است ) » . ( 3 ) - در قاموس گفته : « و المشرقه مثلثة الرّاء موضع القعود من الشمس » ؛ و در منتهى الارب گفته : « بمعنى آفتابگاه است » . ( 4 ) - در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « اگر دانستمانى كه حقّ است متابعت او كردمانى » .