أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
331
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
وى نتوانند گريختن و از دست وى نتوانند جستن ؛ نه « 1 » اين قرآن را كه ايشان تكذيب ميكنند قرآنى شريف است و بزرگوار بزرگ قدر و بسيار خير در لوحى نوشته ، فريشتگان آن را نگاه ميدارند . ابن عبّاس روايت كرد كه بر سر لوح محفوظ نوشته است كه : لا إله إلّا اللّه وحده ، و دينه الاسلام ، و محمّد عبده و رسوله ؛ فمن آمن باللّه عزّ و جلّ و صدّق بوعده و اتّبع رسله أدخله الجنّة ؛ خداى يكى است ، و دين او اسلام است ، و محمّد بندهء وى و رسول وى است ، هر كه بخداى ايمان آرد و وعدهء وى را راست دارد ، و متابعت پيغمبران وى كند وى را ببهشت برد . و لوح محفوظ از درّى است سپيد ؛ طولش چندان است كه از آسمان تا به زمين و عرضش از مشرق تا به مغرب و كنارهاى وى از درّ و ياقوت است و قلم او از نورست و اصل وى در كنار فريشتهايست كه وى را [ ماطريون ] « 2 » گويند و آن لوح محفوظ است از شياطين و خداى تعالى را سيصد و شصت نظرست در شبانروزى بوى كه در اين نظرها احيا و اماتت كند و اعزاز و اذلال . مقاتل گفت : اين لوح بر جانب راست عرش است .
--> ( 1 ) - در بعضى از نسخ قديمه : « نى » يعنى نه چنان است كه ايشان ميگويند بلكه وصف او آنست كه ما ميگوئيم . مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين نسبت به اين مطلب گفته : « [ بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ] اضراب است از آنكه كفّار تكذيب قرآن ميكردند و آن را سحر و شعر و كهانت ميگفتند يعنى نه چنانست كه ايشان ميگويند بلكه آن چيزى كه تكذيب آن كردند قرآن شريف بزرگوار است و وحيد در نظم اعجاز و جليل القدر است و عظيم الخطر و گويند كه مجد آن باعتبار آنست كه مشتمل است بر معانى جليله و دلائل بيّنه چه آن متضمن معنئى است معمول عليه براى تخلّص و آن سه حكمت است كه رابع ندارد : اول - آنچه از آن خوف باشد از شدائد و أهوال اخرويّه . دوم - موعظهايست كه مليّن است براى عمل كردن بحقّ . سيم - حجّتى است مؤدّى بتميز حقّ از باطل در علم دين و دنيا . آوردهاند كه : عيسى بر مردى بگذشت كه در نيستان نى ميبريد آوازى از نيستان شنيد كه يا روح اللّه مگذار كه اين مرد اصل مرا قطع كند عيسى ( ع ) فرمود كه حقّ تعالى قطع ترا بر وى مباح گردانيده ترا در اين چه غرض است ؟ - گفت : تا آنكه از من اصلى بماند تا به زمان پيغمبر آخر الزمان از اصل من قلم بتراشند و بدان قرآن نويسند . از سيّد عالم ( ص ) مرويست كه : هر كه قلم بتراشد از بهر كتابت قرآن حقّ سبحانه در بهشت او را درختى كرامت فرمايد كه اگر مرغى چندين مدّت پرد قطع مسافت برگى از آن نتواند كرد » . ( 2 ) - كذا در غالب نسخ اين تفسير و نسخ چاپى تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن در بعضى از نسخ خطّى « باطريون » ( حرف اوّل باء يك نقطه ) و در بعضى ديگر : « با طريق » .