أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
313
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
دارد همهء دنيا معطّر گردد و همهء جانوران از بوى وى نصيب يابند پس در چنين جائى كه جاى ابرار است بايد كه رغبت كنندگان رغبت نمايند و از بهر چنين مقامى عمل صحيح كنند و با يكديگر منازعت و مسارعت نمايند بأعمال صالحه « 1 » تا از يكديگر بربايند كه هر كه را عمل بيشتر مقام وى نفيستر و خوبتر « 2 » آنگه گفت كه : مزاج آن شراب از چشمهء باشد كه آن را تسنيم خوانند در بهشت عدن بر ايشان فرومىآيد در منزلها و جايهاى ايشان . عبد اللّه عبّاس گفت : [ تَسْنِيمٍ ] شرابى باشد كه مقرّبان را از آن صرف دهند و ديگران را ممزوج ، بعضى ديگر گفتهاند كه : آبى است در هوا معلّق مىآيد و در قدحهاى أهل بهشت ريخته مىشود چون پرشود باز استد چنان كه قطرهء بر زمين نيايد گفت : ايشان را آب دهند از چشمهء كه مقرّبان از آن چشمه آب خورند . اهل اشارت گفتهاند كه : اين شربتى باشد صرف نه ممزوج كه مقرّبان بازخورند بر بساط قرب در مجلس انس در بوستان عيش بكأس رضا بر مشاهدهء مصطفى و أهل بيتش . [ سوره المطففين ( 83 ) : آيات 29 تا 36 ] إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ( 29 ) وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ ( 30 ) وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ ( 31 ) وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ ( 32 ) وَ ما أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حافِظِينَ ( 33 ) فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ( 34 ) عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ ( 35 ) هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ ( 36 ) بدرستى كه مجرمان و گناهكاران از مشركان و منافقان چون ابو جهل و وليد مغيره و عاص وائل بر مؤمنان چون سلمان و أبو ذر و مقداد و عمّار و بلال و صهيب خنديدندى و بر حالت ايشان بر طريق استهزا ؛ مقاتل و كلبى گفتند كه : آيت در شأن أمير المؤمنين على عليه السّلام آمد كه يك روز با جمعى از صحابه بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد
--> ( 1 ) - أبو الفتوح ( ره ) گفته : « تنافس آن باشد كه هر يكى از دو نفس تمنّا كنند كه چيز نفيس او را باشد و نفست بالشيء إذا بخلت به لشدّة الرّغبة فيه ، و مثله قوله لمثل هذا فليعمل العاملون ؛ در ضمن او تحريض است مكلّفان را بر طاعت و عمل صالح كردن » . ( 2 ) - سعدى نيكو گفته است : « قيامت كه بازار مينو نهند * منازل بأعمال نيكو دهند »