أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
292
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
پس آنگه وقتى كه خداى تعالى خواهد وى را زنده كند پس از مرگ آنگه زجر كرد و ردع آدمى را از آنچه برآنست از انكار بعث و نشور و از آنچه در آنست از دنيا و رفتن بر راه دوزخ يا طلبيدن وقت قيامت و گفت : گو باز ايست از اين ؛ كه وى بنگزارده است هنوز آنچه خداى تعالى وى را فرمود و ادا نكرد آنچه بر وى واجب كرد و حقّ نعمت وى نگزارد و وى را نپرستيد چنان كه بايد پرستيدن . [ سوره عبس ( 80 ) : آيات 24 تا 32 ] فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ ( 24 ) أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا ( 25 ) ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ( 26 ) فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا ( 27 ) وَ عِنَباً وَ قَضْباً ( 28 ) وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلاً ( 29 ) وَ حَدائِقَ غُلْباً ( 30 ) وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا ( 31 ) مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ ( 32 ) اگر اين آدمى را در حشر و نشر شكّى و شبههء هست گو بنگر به چشم دل و انديشه كن در نعمتهائى كه از بهر وى مىآفرينيم كه چگونه مىآفرينيم و از خاك بيرون مىآريم تا حال خود بداند و نعمتهاى ما را شكر گزارد ؛ ميگويد : گو بنگر اى آدمى بطعام خويش كه او را از چه و چه ساختيم و چه سببها كرديم تا روزى وى بوى رسيد ؟ - ما بريختيم به زمين آب را يعنى باران را ريختنى و ريزانيدنى قطره قطره ؛ پس آنگاه بشكافتيم زمين را بگياه و برويانيديم درو از انواع حبوب كه صلاحيت « 1 » غذاى وى دارد از بهر نان ، و انگور با كثرت منافعى كه وى راست تا نان خورش وى باشد ، و نوعى از گياه كه آن را سپست « 2 » تر خوانند از براى علف چهارپايان .
--> ( 1 ) - « صلاحيت » بتخفيف ياء بر وزن كراهيت سزاوار و برازنده بودن است . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « سپست بفتح اوّل و كسر ثانى و سكون ثالث و فوقانى مخفّف [ اسپست ] است و آن گياهى باشد بغايت نرم و أملس كه چاروا را خوردن آن فربه سازد به عربى فصفصه و بتركى يونجه خوانند » و در [ اسپست ] نيز به مثل اين بيانات تصريح كرده است .