أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
273
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مقدار [ حقب ] در كتاب خود چند يافتيد ؟ - گفت : هشتاد سال ؛ هر سالى دوازده ماه ؛ هر ماهى سى روز ؛ هر روزى هزار سال . عبد اللّه عمر گفت كه : رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : هر كه بدوزخ شود تا احقاب بنگذرد از دوزخ بيرون نيايد هر حقبى هشتاد و اند سال ، هر سالى سيصد و شصت روز ، هر روزى هزار سال ، تا اعتماد نكنى كه كسى از دوزخ بيرون خواهد آمد . حسن بصرى گفت : خداى تعالى هر چيزى را حدّى نهاده است مگر عذاب أهل دوزخ را كه گفت : [ لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً ] هرگه كه حقبى بسرآيد از پس او حقبى ديگر درآيد همچنين تا أبد الآبدين . آنگه آن أحقاب را صفت كرد و گفت : أحقابى كه نچشند در آنجا يعنى در آن احقاب سرمائى كه حرارت آتش را كم گرداند و خوابى كه تعب و گرماى دوزخ را ساكن گرداند و خواب را [ برد ] خوانند از براى آنكه مردم را سرد گرداند نبينى كه آن كس كه بخسبد او را جامهء ديگر بايد و اگر تشنه بخسبد تشنگى وى ساكن شود ؛ ايشان خواب نچشند و راحت نيابند و نه شرابى كه تشنگى ايشان بنشاند ليكن بچشند آبى جوشانيده و بغايت گرم گردانيده و خون و ريم و زرداب أهل دوزخ . شهر بن حوشب گفت : [ غسّاق ] واديى است در دوزخ در وى سيصد و سى شعب است ، در هر شعبى سيصد و سى خانه ، هر خانهء را چهار زاويه ، در هر زاويه مارى است هر چه عظيمتر خلق « 1 » در سر هر مارى چندان زهر است كه جز خداى تعالى نداند ؛ شراب دوزخيان از آن است . و دوزخ با اين انواع عذاب جزاى دوزخيان است موافق كردارهاى ايشان . مقاتل گفت : بزرگتر از شرك گناهى نيست و بزرگتر از دوزخ عقابى نيست ؛ عذاب دوزخ بزرگ جزاى گناه بزرگ باشد . آنگه گفت : [ إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً ] ايشان به حساب و كتاب اميد نمىداشتند و از روز حساب نمىترسيدند براى آنكه ايشان را بقيامت و حساب ايمان نبود ، آيات ما را تكذيب ميكردند ، و از رسولان ما باور نمىداشتند ، و ما هر چيزى را بشمردهايم و به نوشته و آن را مضبوط كرده ، نه آنكه ما را بدان احتياج
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بر عظيمتر خلقى » .