أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
274
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
باشد از بهر آن را « 1 » تا بر تو حجّت باشد پس بچشيد اى مكذّبان آيات و اى منكران بيّنات و اى منهمكان « 2 » در معاصى و خطيئات كه ما نمىافزائيم شما را إلّا عذاب بر عذاب . اين آيات را دليل است كه مراد به اين طاغيان مشركان و كافراناند و ذكر [ أحقاب ] كنايت است از دوام و خلود عذاب ، از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه : سختترين آيتى در قرآن بر أهل دوزخ اين آيت است كه : [ فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً ] . [ سوره النبإ ( 78 ) : آيات 31 تا 36 ] إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفازاً ( 31 ) حَدائِقَ وَ أَعْناباً ( 32 ) وَ كَواعِبَ أَتْراباً ( 33 ) وَ كَأْساً دِهاقاً ( 34 ) لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً ( 35 ) جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً ( 36 ) بدرستى كه پرهيزگاران را نجات است از دوزخ و پيروزى و ظفر است بنعمت بهشت از بوستانهاى پر از انواع درختان ميوه از درختان خرما و انگور [ حديقه ] « 3 » بوستانى باشد كه گردبرگرد او درختان ميوه باشد و در ميان آن رز ، و زنانى نارپستان همه همزاد يكديگر همه بيك شكل و بيك سال ، و قدحى پر از شراب صافى كه پياپى و دمادم بايشان ميدهند ؛ در بهشت سخنهاى لغو بىفايده و نافرجام نشنوند ، و دروغ نگويند با يكديگر و يكديگر را بدروغزن ندارند ؛ جزا دهد خداى تعالى متّقيان را جزا دادنى ازو ؛ عطائى را موافق و مطابق كردارهاى ايشان ؛ عطائى كافى و پسنديده « 4 » .
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « از بهر آن » . ( 2 ) - « منهمك » اسم فاعل است از « انهمك فى الامر إذا خاض فيه و بالغ » . در منتهى الارب گفته : « انهماك ستيهيدن و جدّ و كوشش كردن ؛ يقال : انهمك فى الامر اذا جدّ فيه و لجّ » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ حدائق ] جمع [ حديقه ] است و حديقه فعيله باشد من أحدق بالشيء إذا أحاط به ، و زمينى كه ميان او رز باشد و گرد او درختان او را حديقه خوانند پيرامن درختان باشد و ميان انواع انگور » . ( 4 ) - « كافى و پسنديده » محصّل دو قول است كه در اينجا ذكر شده ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً ] گفت : اين بر سبيل مجازات و مكافات باشد از خداى و عطائى كافى بود ؛ يقال : أحسبت فلانا اذا أعطيته ما يكفيه حتّى قال : حسبى ؛ ( پس شعرى نقل كرده و گفته ) و گفتند : جزاء بحسب اعمال ايشان و در شاذّ ابو ابراهيم خواند [ عَطاءً حِساباً ] اصمعى گفت : عرب گويد : حسّبت الرجل بالتشديد اذا أكرمته ( آنگاه شعرى آورده » . و قويا محتمل است كه « پسنديده » مصحّف و محرّف « بسنده » باشد ؛ در برهان قاطع گفته : « پسنده بر وزن رونده بمعنى بسند است كه سزاوار و كافى و تمام باشد » .