أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
266
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفت كه : بعث و نشور است ، بعضى ديگر گفتند : اين [ نَبَأٌ عَظِيمٌ ] رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است . در تفسير أهل البيت عليهم السّلام آمده است كه : أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب است . علقمه روايت كرد كه : روز صفّين مردى از لشكر شام بيرون آمد سلاح پوشيده و از بالاى سلاح مصحف حمايل كرده بجاى آنكه عرب رجز خوانند در حرب ، وى [ عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ] ميخواند ، من خواستم كه پيش او روم أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : مكانك ، بر جاى خود باش و خود پيش وى رفت و گفت : أ تعرف [ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ] هى اين نبأ عظيم را مىشناسى ؟ - گفت : نه ، گفت : و اللّه العظيم إنّى أنا النبأ العظيم الّذى فىّ « 1 » اختلفتم ، و على ولايتى تنازعتم ، و عن ولايتى رجعتم بعد ما قبلتم ، و ببغيكم هلكتم بعد ما بسيفى عن الكفر نجوتم ، و يوم غدير قد علمتم قد علمتم قد علمتم « 2 » ، و يوم القيامة تعلمون ما عملتم ، ثمّ انّه علا بسيفه و رمى برأسه و يده « 3 » گفت : من آن خبر بزرگم كه در من خلاف كرديد ، و در ولايت من منازعت كرديد ، و از ولايت من بازآمديد پس از آنكه قبول كرديد ، و ببغى و بستم خود هلاك شديد بعد از آنكه از كفر بتيغ من رها گشتيد ، و روز غدير را خود دانستيد « 4 » و روز قيامت بدانيد آنچه امروز كرديد ؛ آنگه تيغ برآورد بيك ضربت سر و يك دستش بينداخت آنگه بازآمد و گفت : أبى اللّه إلّا أنّ صفّين دارنا * و داركم ما لاح فى الافق كوكب الى أن تموتوا أو نموت و ما لنا * و لا لكم عن حومة الموت مهرب
--> ( 1 ) - كذا در غالب نسخ اين تفسير و نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) اعمّ از خطّى و چاپى با سه مرتبه تكرار ليكن در بعضى نسخ اين تفسير فقط يك مرتبه ذكر شده است . ( 2 ) - مطابق قاعدهء معروفه بايستى « فيه » گفته شود ليكن مانند شعر معروف منسوب به آن حضرت است كه در مطوّل مورد استشهاد قرار گرفته و چنين ذكر شده است : « أنا الذى سمّتنى أمّى حيدرة * ضرغام آجام و ليث قسورة » صاحب جامع الشواهد گفته : « اين شعر در مطوّل در باب أحوال مسند اليه است و شاهد در ضمير متكلّم در « سمّتنى » است كه ميبايست بلفظ غايب بياورد و « سمّته » بگويد نظر به آنكه ضمير عايد موصول است ليكن چون غرض آن حضرت خبر از نفس خود بوده است با بودن آخر عين اوّل ؛ پس ضرر ندارد ببازگشت ضمير اوّل و حمل كلام بر معنى به جهت عدم اشتباه » . ( 3 ) - كذا در نسخ اين تفسير و تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن در تفسير منهج الصادقين [ و يده ] نيست . ( 4 ) - در غالب نسخ ترجمه نيز مثل متن دو يا سه مرتبه مكرّر شده است .