أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
261
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
چرا انديشه نكنيد تا بدانيد كه ما قادريم بر عذاب شما در دنيا و بازآفريدن شما از بهر جزاى اعمال شما در آخرت ، واى در آن روز كه عذاب كنيم مكذّبان را در دنيا و آخرت . [ سوره المرسلات ( 77 ) : آيات 25 تا 34 ] أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً ( 25 ) أَحْياءً وَ أَمْواتاً ( 26 ) وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً ( 27 ) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 28 ) انْطَلِقُوا إِلى ما كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ( 29 ) انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ ( 30 ) لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ ( 31 ) إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ ( 32 ) كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ ( 33 ) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 34 ) بر سبيل منّت و تذكير نعمت ميگويد : ما زمين را ضمّكننده و جمعكنندهء شما كرديم زندگان و مردگان را تا زنده باشيد و تا بر پشت زمين باشيد ؛ مطالب و مقاصد خويش از مأكول و ملبوس و مسكن حاصل ميكنيد و چون بميريد در شكم زمين باشيد ، و در زمين از بهر شما كوههاى بيخآور و بلند كرديم ، و بداديم شما را آبى خوش « 1 » از باران تا در حال « 2 » كشتها و درختان شما از آن آب خورد و آنچه زيادت باشد از كشت و درخت در زير كوهها وديعت كرديم تا بتدريج از چشمهها بشما مىرسد ، هى شكر اين نعمت آن باشد كه تكذيب پيغمبر كنيد ؟ ! واى در آن روز مكذّبان را كه ايشان را بر تكذيب كردن عذاب فرمائيم . [ انْطَلِقُوا إِلى ما كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ . انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ . لا ظَلِيلٍ ؛ الآيات ] خداى تعالى خبر ميدهد از آنچه روز قيامت با مكذّبان خواهد گفت ؛ ميگويد : ما ايشان را فرمائيم و گوئيم كه : شما قيامت را و دوزخ را بدروغ ميداشتيد اينك قيامت و اينك دوزخ ؛ برويد به آنچه آن را بدروغ ميداشتيد « 3 » يعنى بدوزخ رويد و شايد كه اين سخن با ايشان خازنان دوزخ گويند ، بار دوّم گويند : برويد با سايهء يعنى دود سياه
--> ( 1 ) - ترجمهء [ ماءً فُراتاً ] است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « يقال : ماء عذب و فرات و زلال و غدق اذا كان طيّبا » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « تا در حال ضرورت » . ( 3 ) - در بعضى نسخ معتمده : « ميداشتى » طبق اصطلاح ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود .