أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
230
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ديگر آنكه [ نظر ] به « إلى » متعدّى است و رؤيت بنفس خود متعدّى باشد نگويند رأيت اليه چنان كه گويند : نظرت اليه . ديگر آنكه خداى تعالى را « رائى » گويند ناظر نگويند براى آنكه نظر تقليب حدقه باشد به جهت مرئى ؛ و اين بر خداى تعالى روا نبود امّا اين آيت كه « وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ » معنى او آنست كه : و لا يرحمهم ؛ بر ايشان رحمت نكند . [ و أمّا اين بيت كه آوردهاند خبز ارزى طبرى راست و او از جملهء محدثان است و طبرى است نه عربى تا بشعر او استدلال كنند ] « 1 » پس « نظر » در آيت بمعنى « انتظار » است چنان كه عبد اللّه عبّاس و مجاهد و قتاده و سعيد جبير و جمعى از مفسّران گفتند و « نظر » به اين معنى در قرآن بسيار است « وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ » اى منتظرة و قوله : « فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ » اى انتظار الى ميسرة و [ انتظار ] هم بنفس خود متعدّى باشد و هم بالى چنان كه گفت : « فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ » و چون بمعنى تقليب حدقه بود جز به « لى » متعدّى نباشد چنان كه شاعر گفت : وجوه يوم بدر ناظرات * الى الرّحمن يأتى بالفلاح و روا بود كه [ ناظرات ] بمعنى « منتظرات » بود . ديگر آنكه بعضى از اهل علم گفتند كه : [ الى ] بمعنى نعمت است جمعش آلاء باشد . ديگر آنكه مضاف محذوف باشد تقديرش الى ثواب ربّها ؛ بنعمت خداى تعالى و ثواب وى ناظر باشند .
--> ( 1 ) متن ميان دو قلّاب نصّ عبارت تفسير ابو الفتوح ( ره ) است ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 537 ؛ س 17 ) و عبارت نسخ اين تفسير در اينجا يا ساقط است يا مشوّش و در غالب آنها چنين ضبط شده : « و اين شعر كه آوردهاند عربى نيست گويندهء او از بغداديان است بشعر وى استدلال نتوان ساخت » . « خبز ارزى » نسبت است به « خبز ارز » يعنى « نان برنج » و اين شاعر نان برنجپز بوده در بغداد ؛ چنان كه از ترجمهء حالش برميآيد و نيز به نظر ميرسد كه « طبرى » مصحّف « بصرى » باشد . سمعانى در انساب و ابن الاثير در لباب الانساب گفتهاند : « الخبز ارزى بضمّ الخاء المعجمة و سكون الباء الموحّدة و فتح الزاى و بعدها الالف ثمّ الراء و فى آخرها زاى ، هذه النسبة إلى خبز الارز و بيعه و خبزه ، و المشهور بهذه النسبة أبو الحسين احمد ( تا آنگه گفته ) و أبو القاسم نصر بن أحمد بن نصر البصرى المعروف بالخبز ارزى الشاعر المشهور ؛ و ديوانه معروف ، أقام ببغداد دهرا طويلا و روى مقطّعات من شعره جماعة » ( تا آخر ترجمهء او كه طول دارد ) و أهل دقّت خودشان در اين مقام بتحقيق پردازند .