أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
23
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفتند : اى محمّد سى مرد را جلبهء و آوازى باشد سخنى نتوان گفت ؛ ايشان را گسيل كن و سه مرد را بازگير تا ما نيز سه مرد بازگيريم و سخن گوئيم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواست تا چنين كند ايشان اين سه مرد را كاردها داده بودند تا ناگاه رسول ( ص ) را بكشند در ميان ايشان زنى بود مسلمان برادرى داشت مسلمان با رسول ( ص ) ؛ او كس فرستاد و برادر را از كيد ايشان آگاه كرد او بيامد و رسول ( ص ) را خبر داد رسول ( ص ) بازگشت و بر ديگر روز لشكر به زير حصن راند و بيست و يك روز ايشان را حصار داد و خداى تعالى ترس در دل ايشان افكند و از نصرت منافقان نوميد شدند طلب صلح كردند رسول ( ص ) گفت : صلح بر آنست كه از اين ولايت برويد اگر خواستيد و اگر نه ؛ « 1 » تن در دادند و رسول ( ص ) قرار بر آن داد كه آنچه بر شتر توانند نهادن ببرند الّا سلاح كه اندك و بسيار با خود نبرند ابن عباس گفت « 2 » : صلح بر آن بود كه اهل هر سراى سه اشتر و از متاع و غلّه بيش نبرند ؛ و آنچه بماند رها كنند ايشان ناحيهء مدينه باز گشتند و بشام رفتند با ريحاء و با ذرعات إلّا آل ابى الحقيق و آل حيىّ بن أخطب كه ايشان با جمعى بخيبر رفتند و گروهى بحيره فذلك قوله تعالى در اوّل سوره : تسبيح و تقديس و تنزيه كرد خداى را آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و اوست آن خداى كه عزيز است و غالب ؛ كس ويرا غلبه نتواند كرد ، حكيم است آنچه كند و فرمايد بر وفق حكمت و ثواب باشد اوست آن خداى كه بيرون كرد آنان را كه كافر بودند از اهل كتاب يعنى جهودان را از سراهاى ايشان براى حشر اوّلين ايشان بشام و حشر آخرين و دوّمين ايشان روز قيامت باشد چنان كه در اخبار آمد كه زمين محشر زمين شام خواهد بود ابن عباس گفت : هر كه شكّ مىكند در آنكه محشر زمين شام خواهد بودن گو : اين آيت
--> ( 1 ) - « اگر خواستيد و اگر نه » ترجمهء دو عبارت « طوعا و كرها » و « شاء ام أبى » است كه هر دو در عربى بسيار به كار ميروند و بعبارت ديگر در فارسى به كار مىبرند « خواه ناخواه » . ( 2 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج چاپ اول ص 281 ؛ س 5 - 8 ) : « عبد اللّه عبّاس گفت : صلح بر آن كردند كه هر اهل سراى سه شتر از متاع و غله بيشتر نبرند و آنچه بماند رها كنند ضحّاك گفت : قرار چنان بود كه هر سه كس شترى بار نهند و ببرند و سقى و گندم ، برين جمله قرار دادند و ناحيهء مدينه باز گشتند و بشام رفتند و با ريحاء و با زرعات الا اهل دو خانه آل ابى الحقيق و آل حيىّ اخطب كه ايشان بخيبر رفتند و گروهى بحيره رفتند » .