أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

24

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

برخوان براى آنكه رسول ( ص ) ايشان را گفت : برويد ، گفتند : كجا رويم ؟ - گفت : بحشر : خداى تعالى اين آيت فرستاد لأوّل الحشر . زهرى گفت براى آن [ اوّل الحشر ] گفت كه ايشان را هرگز جلا نفرمودند و « جلاء » خان و مان رها كردنست و رفتن و اگر اين نبودى ايشان را ، خداى تعالى بر ايشان عذاب فرستادى ؛ چنان كه گفت : « و لو لا ان كتب اللّه عليهم الجلاء لعذّبهم الدّنيا » قتاده « 1 » گفت : اين حشر اوّل بود حشر دوّم بآتشى باشد كه ايشان را جمع كند از مشرق به مغرب راند اگر مقام كنند بشب با ايشان مقام كند و اگر بروند با ايشان برود و هر كه از ايشان باز پس ايستد ويرا بسوزد و گفته‌اند : حشر اوّل از مدينه و حشر دوّم از خيبر بود و جزيرهء عرب با شام آنگه گفت : [ ما ظَنَنْتُمْ ] پنداشتيد شما و گمان نبرديد كه ايشان بيرون شوند و نشيمنهاى خود رها كنند از براى آنكه ايشان را عدد بسيار بود و عدّهء كارزار حاصل و قلعهء استوار داشتند و ايشان نيز گمان چنان بردند كه قلعه‌ها و حصنهاى ايشان منع كند از ايشان بأس و عذاب خداى تعالى را از آنجا كه حصنهاى محكم كرده بودند و درها و دروازه‌ها بسته بودند بايشان آمد بأس خداى و ترس وى از آنجا كه ايشان بيوسيدن « 2 » و گمان نبردند و بخاطر ايشان بنگذشت بكشتن رئيس و مهتر ايشان كعب اشرف ، كه بسبب اين دلهاى ايشان ضعيف شد و آرام و قرار و امن در دل ايشان نماند و انداخت در دلهاى ايشان خداى تعالى ترس را چون كعب را كشتند و ايشان خراب كردند خانه‌هاى خود را بدستهاى خود و بدستهاى مؤمنان و اين چنان بود كه چون ايشان را گفتند كه : آنچه بر شتر توانيد نهادن ببريد و باقى رها كنيد در سراها ميگرديدند هر چوبى و درى و دريچهء كه خوبتر بود از سراها بيرون ميكردند و بر شتران مينهادند و باقى مسلمانان خراب ميكردند ابن عباس گفت : چون مسلمانان ظفر يافتند از بيرون

--> ( 1 ) - در نسخ اين تفسير « يمان » و آن اشتباه است بدليل تفسير ابو الفتوح ( ره ) و قول يمان آنست كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بعد از نقل اين قول از قتاده مطابق متن گفته ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 281 ) : « يمان گفت : براى آن اول حشر گفت كه خداى تعالى به اول وهله كه رسول بايشان فرستاد و قتال كرد ظفر او را بود » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « بيوسيدن بر وزن خموشيدن بمعنى اميد داشتن و اميدوار گرديدن و طمع كردن و چاپلوسى نمودن باشد » .