أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

219

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گفت : [ كَلَّا ] نباشد اين كه شما ميخواهيد آنگه گفت : نه اعراض ايشان از قرآن از آن نيست كه آنچه اقتراح ميكنند بايشان نميدهند ، از آنست كه ايشان از آخرت و عذاب آخرت نمىترسند حقّا كه قرآن پندى و ياددهنده‌ايست هر كه خواهد كه ياد گيرد و قرآن خواند و پند گيرد تواند و بر وى دشوار نباشد و ياد نكنند قرآن را و نخوانند الّا كه خداى تعالى خواهندهء آن باشد براى آنكه طاعت است و خداى تعالى مريد است آن را ؛ و وجهى ديگر آنكه ايشان ذكر آن نكنند مگر آنكه خداى تعالى بفرمايد و چون بفرمايد لا بدّ مريد باشد ، يا ذكر آن نكنند الّا كه خداى تعالى خواهد كه ايشان را بدان جبر « 1 » كند و اين إرادهء اضطرارى باشد چنان كه گفت : « وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً » اوست آن خداى كه اهل و سزاوار آنست كه ازو بترسند و از معاصى او اجتناب كنند و او اهل آنست كه بيامرزد گناه گناهكاران را و رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : درين آيت كه : خداى تعالى گفته است من اهل آنم كه از من بترسند و با من انباز نگيرند و اهل آنم كه بيامرزم آن را كه با من انباز نگيرد و بروايتى كه اگر نترسند و دليرى كنند من اهل آنم كه ايشان را نيامرزم « 2 » . ديگر آنست كه من اهل آنم كه بندگان من از من بترسند و از معصيت من بپرهيزند

--> ( 1 ) - در تمام نسخ اين تفسير و غالب نسخ خطى تفسير ابو الفتوح ( ره ) « خبر » و قياسا تصحيح شد . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بيامرزم » .