أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

216

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آتش دوزخ آزاد كرده باشند بايمان و عمل صالح ، ايشان بگناه خود مرتهن نباشند براى آنكه خداى تعالى ايشان را بيامرزد . تا مراد به [ أَصْحابَ الْيَمِينِ ] كيستند ؟ زاذان از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرد گفت كه : اطفال مؤمنان‌اند . يمان گفت : آنان باشند كه فكّ رهن خود كرده باشند بتوبه أبو حمزهء ثمالى از محمّد باقر عليه السّلام روايت كرد كه او گفت كه : ما و شيعهء ما أصحاب اليمين‌ايم ، ايشان يعنى أصحاب يمين در بهشتهائى باشند كه صفت آن جز خداى تعالى نتواند كرد ، از مجرمان و گناهكاران مىپرسند كه : شما را چه چيز بدوزخ آورد ؟ - و چه كرديد كه بسقر گرفتار شديد ؟ - گويند : نماز نكرديم و از جملهء نمازكنندگان نبوديم ، و درويش را طعام نداديم ، و با آنان بوديم كه در معاصى خوض مىكردند و يار و ياور ايشان بوديم ، و بروز قيامت كه روز حساب و جزاست تكذيب كرديم و باور نداشتيم تا آنگه كه علامات و امارات مرگ بما آمد و شربت قهر مرگ بچشيديم . آخر آيت را دليل است بر آنكه مراد به اين كافران‌اند و كافران مجرمان و عاصيان باشند آنگه خبر داد كه ايشان را هيچ سود نكند شفاعت شفاعت‌كنندگان از پيغمبران و شهيدان و صالحان و جملهء مؤمنان . عبد اللّه مسعود گفت : جملهء مؤمنان را ببهشت برند و در دوزخ نماند إلّا آنكه جامع باشد اين چهار خصلت را . و اين آيات را دليل است بر آنكه كفّار متعبّدند « 1 » بشرايع كه اگر نبودندى نگفتندى كه : سبب آمدن ما بدوزخ ترك نماز و زكات و خوض در معاصى بود « 2 » و فحواى آيت را دليل است بر آنكه خداى تعالى بشفاعت شفيعان جمعى را از دوزخ بيرون آورد . حسن بصرى گفت كه : از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه يك شهيد در حقّ هفتاد كس از اهل بيت خود شفاعت كند . و همچنين رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : روز قيامت « 3 » مردى بيايد از اهل بهشت گويد : بار خدايا فلان كس مرا در دنيا شربتى آب داده است و او در دوزخ است او را به من ببخش ؛ گويد : بخشيدم ، او بيايد و او را

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « جملهء خلقان متعبّدانند » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و اصرار بر تكذيب قيامت چنان كه بر كفر » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « فرداى قيامت » .