أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

22

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

را بر حرب رسول ( ص ) يارى ندهند چون روز بدر بود كه خداى تعالى مسلمانان را ظفر داد ايشان گفتند : اين آن پيغمبر است كه ما نعت و صفت او را در توراة خوانده‌ايم و حقّ است و هيچ كس بر وى ظفر نيابد چون روز احد وهنى در مسلمانان پديد آمد گفتند : اين آن پيغمبر نيست عهد بشكستند و دشمنى ظاهر كردند ، كعب اشرف با چهل سوار در مكّه رفت تا با قريش عهد كند بر عداوت رسول ( ص ) ابو سفيان با چهل مرد از قريش و كعب اشرف با چهل جهود در مسجد الحرام رفتند پيش استار كعبه بنشستند و عهد بستند كعب اشرف با اصحاب خود با مدينه آمد جبرئيل عليه السّلام رسول را ازين خبر داد و گفت : خداى تعالى ميفرمايد كه : كعب را بكش ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و سلّم محمّد بن مسلمهء انصارى « 1 » را كه برادر كعب بود رضاعى ؛ فرمود : تا وى را بكشت آنگه لشكر به زير حصن بنى النّضير فرستاد و ايشان را دهى بود كه آن را زهره گفتندى رسول ( ص ) بدانجا رسيد ايشان را ديد كه بر كعب اشرف نوحه ميكردند و مىگريستند رسول خدا را گفتند : ما را رها كن تا اين تعزيت بداريم ، رسول ( ص ) ايشان را گفت : ازينجا برويد ، گفتند كه : مرگ بما نزديكتر است از آنچه تو ميگوئى ، در حال ساز كار زار كردند ، منافقان كس بايشان فرستادند كه : ما با شماايم شما از حصار بيرون ميائيد ؛ و اگر محمّد با شما قتال كند ما با شماايم اگر شما را بيرون كند ما با شما بيرون رويم ، ايشان دانستند كه با رسول ( ص ) بر نيايند طريق غدر پيش گرفتند كس فرستادند كه برخيز با سى مرد و بيا تا ما سى مرد بيائيم و بگوئيم و بشنويم ؛ اگر اين سى مرد ايمان آرند ما از قول ايشان بازنيائيم و ما نيز ايمان آريم ، رسول ( ص ) برفت با سى مرد و ايشان از جملهء احبار سى مرد بيامدند بزمينى خالى بر صحرائى در نگريدند گفتند : چه گونه كنيم سى مرد با وىاند كه مرگ خود اختيار كنند پيش از مرگ وى ،

--> ( 1 ) - در اسد الغابه گفته : « محمد بن مسلمة بن خالد بن عدى بن مجدعة بن حارثة بن الحارث بن الخزرج بن عمرو بن مالك بن الاوس الانصارىّ الاوسىّ ثمّ الحارثىّ حليف بنى - عبد الاشهل يكنى ابا عبد الرحمن و قيل ابو عبد اللّه شهد بدرا و أحدا و المشاهد كلها ( تا آخر ترجمهء او كه طويل الذيل است » .