أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
194
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و از صادق عليه السّلام روايت است كه « 1 » : هر كه اين سوره را در نماز خفتن يا در آخر شب بخواند شب و روز با اين سوره گواهان باشند براى او ، و زنده دارد خداى تعالى او را زنده داشتنى نيكو و خوش عيش ، و بيامرزد او را . [ يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ] حقّ سبحانه و تعالى ندا مىكند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و به نماز شب ميفرمايد اگرچه خطاب خاصّ است با پيغمبر امّا مراد عامّ است امّت محمّد در تحت خطاب داخلاند ميگويند كه : اى خفته و اى جامه در سر كشيده و خود را بجامه بازپوشيده برخيز در شب و نماز بپاىدار مگر اندكى از شب كه در آن قدر بآسايش مشغول گردى و بخسبى « 2 » ؛ نيمهء از شب يا از نيمهء شب اندكى كم گردان يا بر نيمهء شب بيفزاى ؛ اختيار تراست در نماز كردن درين مقدار از شب و قرآن ميخوان بترتيل « 3 » و آهستگى « 4 » چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و صحابه نماز ميكردند در شب و نميدانستند
--> ( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) اين روايت را نقل نكرده است ليكن طبرسى ( ره ) در مجمع البيان آن را چنين نقل كرده است : « منصور بن حازم عن أبى عبد اللّه ( ع ) : و من قرأ سورة المزّمّل فى العشاء الاخرة أو فى آخر الليل كان له الليل و النهار شاهدين مع السّورة ، و أحياه اللّه حياة طيّبة و أماته ميتة طيّبة » . و مولى فتح اللّه ( ره ) نيز ترجمهء روايت را در تفسير منهج الصادقين نقل نموده است . ( 2 ) در بعضى نسخ : « نخسبى » ؛ و اين مبنى بر اختلاف در آنست كه [ نِصْفَهُ ] بدل از چيست ؟ ابو الفتوح ( ره ) گفته : ( ج 5 چاپ اوّل ص 417 ) ، « آنگاه استثنا كرد و گفت : [ إِلَّا قَلِيلًا ] إلّا اندكى كه رواست كه در او بخسبى [ نِصْفَهُ ] درين خلاف كردند كه اين بدل از چيست ؟ زجّاج گفت : بدل از ليلست كأنّه قال : قم اللّيل نصفه ؛ بدل البعض من الكلّ ؛ چنان كه مررت بالقوم ثلثهم ؛ و بعضى ديگر گفتند : بدل [ إِلَّا قَلِيلًا ] است آن قليل را تفسير كرد بنيمهء شب ؛ و معنى يكى است ؛ براى آنكه هيچ فرق نبود ميان آنكه نيمهء شب بخسبد و نيمهء نماز كند ؛ از ميان آن دو نيمه فرقى نباشد [ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ ] أى من النصف ؛ و يا بكاهان از نيمهء او اندكى ، [ أَوِ ] تخيير را باشد ( أو زد عليه ) يا بيفزاى بر نيمه چيزى ؛ حجزى نيست اگر خواهى نيمهء راست برخيز به نماز ، و اگر خواهى كمتر و اگر خواهى بيشتر » . ( 3 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 10 چاپ دوم ؛ ص 150 ؛ س 22 ) : « و ترتيل گشاده و هويدا خواندن بود و اشتقاق او من قولهم [ ثغر رتل ؛ اذا كان مفلّجا ] دندان گشاده را « رتل » گويند و « رتل » خوانند ، ابو بكر بن طاهر گفت : يعنى تأمل كن در لطايف خطاب او و نفس خود را مطالبه كن بقيام كردن به احكام او ، و دل را بفهم معانى او و سرت را باقبال كردن بر او » . ( 4 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « و نهادگى » ( تا آنكه گفته ) :