أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

20

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

يا رسول اللّه دستورى باش تا گردنش بزنم ؟ - رسول ( ص ) گفت : برو مدارا كن و با وى بساز ؛ حق تعالى گفت : اى محمّد نيابى تو قومى را كه بخداى تعالى و بروز بازپسين ايمان آورده باشند ايمانى بحقيقت كه ايشان دوستى كنند با كسى كه وى با خداى و رسول خداى دشمنى كند و اگر چه اين دشمنان خداى و رسول پدران ايشان و پسران ايشان و برادران ايشان و خويشاوندان ايشان باشند يعنى حقّ مؤمنان حقيقى آنست كه چنين باشند و دوستى دشمنان خداى تعالى از ايشان يافته نشود هرگز ؛ اين مؤمنان آنانند كه خداى تعالى بر دلهاى ايشان ايمان نوشته است و در دلهاى ايشان ثابت گردانيده و حكم كرده به آن ، و ذكر « دل » براى آن كرد كه محلّ ايمان است و ايشان را تقويت كرده است و نيرو داده است بدلايل قرآن و حجّت و برهان كه دل ايشان به آن زنده گردد و جان ايشان به آن باقى ماند و بنصرت دادن بر دشمنان و گفتند كه : مراد به [ روح ] جبرئيل است عليه السّلام . آنگه گفت : [ يدخلهم ] با آنكه با مؤمنان در دنيا اين همه احسان و نيكوئى كرد در آخرت ايشان را ببهشتها برد كه در زير درختان وى جويهاى آب روان باشد ايشان در آن بهشتها جاودان باشند خداى تعالى از ايشان راضى شده و اعمال ايشان پسنديده و ايشان از خداى تعالى راضى شده به آن ثوابى و بهشتى كه ايشان را داده باشد ، ايشان كه مؤمنان‌اند و مواليان دوستان خداى تعالىاند و دشمنان دشمنان خداى تعالى و گروه وىاند . آيت را دليل است بر آنكه هيچ چيز در اخلاص داخل‌تر نيست از دوستى دشمنان خداى تعالى و دشمنى دشمنان خداى تعالى بلكه اخلاص بعينه اينست و درين است . و بتولّا و تبرّا مرد از دوستان خداى تعالى مىشود و از لشكر وى ؛ و لشكر وى رستگارانند . در خبرست كه داود عليه السّلام در مناجات گفت : بار خدايا لشكر تو و خادمان عرش تو كيستند ؟ - گفت : اى داود آنان كه چشم بر هم دارند و دلهاى پاكيزه دارند و دستهاى با سلامت دارند ايشان لشكر من‌اند و خدمتكاران عرش من‌اند .