أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

184

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

است درو دلائل اعجاز و براهين صدق است راه مىنمايد برشد « 1 » و صلاح و توحيد و ايمان ؛ ما به آن ايمان آورديم و با خداى « 2 » خود پس از اين هرگز انباز نگيريم و شركت نياريم و او كه خدا و پروردگار ماست بزرگوار است و بلند جلال و عظمت وى و بزرگى و و بىنيازى وى ؛ هرگز زنى نگرفت و نه فرزندى ؛ بخلاف آنكه كفّار گفتند ؛ براى آنكه او جسم نيست و اين يكى از صفات أجسام است و او غنى و بىنياز است او را حاجت و شهوت نباشد ، و آن بىخرد و كم‌عقل و نادان قوم ما يعنى ابليس بر خداى تعالى سخنى گفته است كه ظلم و عدوان است و لايق جلال و حضرت وى نيست و آن آنست كه وى با خدا زن و فرزند نسبت كرد و او را زن و فرزند گفت و ما بحقيقت و يقين ندانستيم بلكه چنان گمان « 3 » برديم كه هرگز آدميان و پريان بر خداى تعالى دروغ نگويند و آنچه گويند راست گويند ازين گمان بود كه بر قول ايشان اعتماد كرديم و آنچه گفتند آن را معتقد شديم ، چون بدانستيم كه بخلاف آن است از آن اعتقاد بازآمديم و مؤمن شديم .

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « برر شد » . ( 2 ) - در غالب نسخ : « بخداى » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « گمان چنان » .