أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

163

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نمايند متبوعان را بتابعان رسانند تا از يكديگر تبرّا كنند « 1 » خويشاوندان را به يكديگر نمايند تا بدانند كه ميان ايشان شفقت و مهربانى نمانده است . عبد اللّه عبّاس گفت : يك ساعت باشد كه يكديگر را بازشناسند پس از آن كس كس را نشناسد . [ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ ] در آن روز كافر گناهكار تمنّا كند و آرزو خواهد كه وى را با وى فروشند و در عوض پسران ويرا كه بايشان مىنازيده است و زن ويرا و قبيله و عشيرهء وى را كه پناه با وى ميدادند « 2 » و هر چه در زمين است بستانند پس آنگه وى را نجات دهند . [ سوره المعارج ( 70 ) : آيات 15 تا 28 ] كَلاَّ إِنَّها لَظى ( 15 ) نَزَّاعَةً لِلشَّوى ( 16 ) تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى ( 17 ) وَ جَمَعَ فَأَوْعى ( 18 ) إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ( 19 ) إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً ( 20 ) وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ( 21 ) إِلاَّ الْمُصَلِّينَ ( 22 ) الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ ( 23 ) وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ ( 24 ) لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ ( 25 ) وَ الَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ( 26 ) وَ الَّذِينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ ( 27 ) إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ ( 28 ) حقّ تعالى بر سبيل ردع و زجر فرمود كه : نباشد هيچ فايده اين تمنّا كننده و آرزو خواهنده را و بحاصل نيايد مراد وى ، حقّا كه اين دوزخى است زبانه زننده آتش وى ؛ دوزخى است كه نام وى [ لَظى ] است « 3 » گفته‌اند كه : نام دركهء دوّم است از دوزخ آتشى كه پوست از سرباز كند گوشت از استخوان ببرد جملهء اعضا و جوارح را بسوزد هر كه را كه از ايمان اعراض كرده باشد و پشت برآورده او را ميخواند و ميگويد :

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ يُبَصَّرُونَهُمْ ] أى يرونهم ، با ايشان نمايند ايشان را ، درو خلاف كردند ؛ عبد اللّه عبّاس گفت : مراد بهر دو كافرانند يعنى كافران را با يكديگر نمايند تا بهرى بهرى را ببينند آنگه از يكديگر بگريزند مجاهد گفت : كافران را با مؤمنان نمايند تا شماتت كنند بهرى ديگر گفتند : متبوعان را بأتباع نمايند تا تبرّى كنند از ايشان . بهرى ديگر گفتند : خويشان را با يكديگر نمايند تا بدانند كه ميان ايشان شفقت و مهربانى نماند از آنچه ايشان را باشد در نفس خود كه هر كس به خود مشغول باشد عبد اللّه عباس گفت : يك ساعت تا آخر » . ( 2 ) - اين عبارت ترجمهء [ و فصيلته التى تؤويه ] است ؛ در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و عشيره را براى آن « فصيله » خواند لأنّه قد فصل منهم ؛ او از ايشان باشد و بازگسسته باشند او را از ايشان تغليب برادران نزديكترش » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اين نامى است از نامهاى دوزخ ( و در نسخهء چاپى ، عرب ) و براى آنست كه منصرف نيست و سبب منع او تأنيث است و تعريف » .