أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

156

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نوف بكالى « 1 » گفت : هفتاد گز باشد هر گزى هفتاد باع ؛ هر باعى از اينجا كه ما نشسته‌ايم تا بمكّه ؛ و اين حديث در رحبهء كوفه ميگفت : كعب گفت : اگر همهء آهن كه در دنياست با يك حلقهء وى بر سنجند يك حلقهء وى بر آهن دنيا بچربد . سويد بن أبى نجيح « 2 » گفت : جملهء اهل دوزخ درين يك سلسله باشند و اگر يك حلقهء وى بر كوه نهند گداخته شود از گرماى آن . آنگه بيان كرد و گفت : اين عذاب به اين سختى ويرا براى آن باشد كه او بخداى بزرگوار ايمان ندارد و مردمان را بر طعام دادن درويش تحريض « 3 » نكند پس او را اينجا خويشى و دوستى نباشد كه بفرياد وى رسد و دلش بر وى بسوزد و او را هيچ طعامى نباشد الّا زرداب و خون و ريم اهل دوزخ كه از اندام ايشان روان شود ضحّاك و ربيع گفتند : [ غسلين ] درختى است در دوزخ كه خورش اهل دوزخ باشد از آن طعام نخورند الّا خطا كنندگان و گناهكاران و مشركان ؛ آنها كه از حقّ در گذشته‌اند و بباطل رسيده « 4 » ابو الدردا پيوسته زن خود را تحريض « 5 » كردى كه طعامى كه ميسازى و آشى و خوردنى كه مىپزى بسيار پز براى درويشان نيز و گفتى كه : يك نيمهء اين زنجير را بايمان قطع كرده‌ام و بريده پس بكوش و سعى كن تا ديگر نيمه را بطعام دادن قطع كنم . حق تعالى نادادن « 6 » طعام را بدرويشان در مقابلهء كفر و شرك نهاده است به آنكه قرين شرك كرده است بلكه تحريض « 7 » كردن را ؛ پس چگونه بود حال كسى كه وى منع كند و طعام نفرمايد دادن ؟ ! [ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 38 تا 43 ] فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ ( 38 ) وَ ما لا تُبْصِرُونَ ( 39 ) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ( 40 ) وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلاً ما تُؤْمِنُونَ ( 41 ) وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ ( 42 ) تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 43 )

--> ( 1 ) - نوف از خواصّ تابعان و ياران امير المؤمنين على ( ع ) است ؛ در منتهى الارب گفته : « بنو بكال ككتاب بطنى است از حمير ؛ و از آنست ابا يزيد نوف تابعى ابن فضاله » . ( 2 ) - كذا در نسخ خطى ابو الفتوح ( ره ) و در نسخهء چاپى آن « بختج » و در غالب نسخ : « نجيح » بدون « أبى » ؛ خزرجى در حرف نون از كنى گفته : ( ص 405 خلاصهء تذهيب الكمال ) : « ابو نجيح السلمىّ صحابيان ؛ أحدهما عمرو بن عبسة و الاخر العرباض بن سارية . ابو نجيح المكى يسار » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « تحريص » بصاد مهمله ؛ بمعجمه شورانيدن و بمهمله حريص ساختن است . ( 4 ) - مأخوذ از اين عبارت ابو الفتوح است « از آن طعام نخورند الّا خطاكاران و گناهكاران و گفتند : مراد كافرانند كه أخطأوا الصراط المستقيم ؛ كه ايشان راه راست خطا كرده باشند » . ( 5 ) - بعضى نسخ در هر دو مورد : « تحريص » بصاد مهمله و فرق آن دو در سه خط پيش گذشت . ( 6 ) - در بعضى نسخ : « ندادن » . ( 7 ) - بعضى نسخ در هر دو مورد : « تحريص » بصاد مهمله و فرق آن دو در سه خط پيش گذشت .