أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

153

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و فرشتگان بر كنارهاى آسمان استاده باشند و بردارد عرش خداى را در آن روز در زبر ايشان هشت فرشته ابن عبّاس گفت : هشت صف فرشته باشند كه عدد ايشان را جز خداى تعالى نداند . در خبر ديگرست از رسول خدا كه حاملان عرش امروز چهاراند روز قيامت مدد كنند ايشان را به چهار ديگر تا هشت شوند ، در خبرست كه هر فرشته را چهار روى باشد روئى چون روى آدمى ؛ و روئى چون روى شير ؛ و روئى چون روى گاو ؛ و روئى چون روى كركس ، بهر روى از خداى تعالى روزى آن جنس ميخواهند . از على بن الحسين زين العابدين روايت است كه خداى تعالى عرش را چهارم چيز آفريد پيش از عرش نيافريد الّا سه چيز ؛ هوا و قلم و نور ، آنگه عرش بيافريد از ألوان انوار مختلف ؛ نورى سبز كه رنگ سبزى از اوست ، و نورى سرخ كه رنگ سرخى از اوست ، و نورى زرد كه رنگ زردى از اوست ، و نورى سپيد كه أصل أنوار است و روشنائى روز از اوست ؛ آنگه هفتاد هزار هزار « 1 » طبقه بيافريد هيچ طبقهء نيست الّا تسبيح و تقديس او ميكنند بآوازهاى مختلف كه اگر آوازهاى ايشان به زمين رسيدى كوهها پاره پاره شدى و كوشكها ريزان شدى و درياهها « 2 » به زمين فروشدى . گفت : آن روز عرش خداى تو اين هشت فرشته بر فرق گرفته باشند [ يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ ] در آن روز شما را عرض كنند و از حال شما بپرسند و حساب بكنند ، هيچ پوشيده و نهانى « 3 » از پوشيده‌هاى شما بر خداى تعالى پوشيده نماند آن را عرض كند تا همگنان را معلوم شود ، در خبر مىآيد كه مردمان را سه جاى عرض دهند روز قيامت در دو عرضگاه جدل و خصومت كنند و در عرضگاه بازپسين نامه‌ها دهند بعضى را بدست راست و بعضى را بدست چپ .

--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديم و در نسخهء خطى ابو الفتوح ( ره ) و در بعضى نسخ « هفتاد هزار هزار هزار » و در بعضى نسخ اين تفسير و همچنين در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) : « هفتاد هزار » بدون تكرار « هزار » . ( 2 ) - كذا در نسخهء قديم ( بدوهاء ) و در ساير نسخ : « درياها » . ( 3 ) - معنى [ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ ] است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن چنين گفته : « كوفيان [ لا يخفى ] خواندند بياء الّا عاصم و باقى قرّاء بتاء تأنيث ؛ و حجت ايشان آنست كه فعل مقدّم است و تأنيث نه حقيقى است » .