أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
146
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ وَ إِنْ « 1 » يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ « 2 » ] كافران خواستند تا رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 383 ) [ إن ] مخففه است از ثقيله ؛ و براى آن لام در خبر او بازآمد كه اين لام ملازم باشد به إن مخففه و التقدير و إنه اى و ان الشأن [ يكاد ] نزديك است كه اين كافران ترا به چشم بد اصابت كنند » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « قوله [ لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ] ترا به چشم بد ازالت كنند و بخيزانند أعمش و عيسى در شاذ خواندند [ ليزهقونك ] و اين قرائت عبد اللّه مسعود و عبد اللّه عباس است و گفتند : معنى آنكه [ ليهلكونك ] ترا هلاك كنند من الزهوق و هو البطلان و الزوال و أزهقه اذا أبطله و أزاله ؛ و منه قوله : إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ، و أهل مدينه خواندند [ لَيُزْلِقُونَكَ ] ( بفتح يا ) و همالغتان يقال : زلقه و أزلقه بمعنى . و عبارات مفسران در تفسير اين لفظ مختلف است و معنى متقارب ؛ عبد اللّه عباس گفت : [ ينفذونك ] چشم بد بر تو بگذارند من قولهم : زلق السهم و زهق إذا نفذ ، كلبى گفت : [ يصرعونك ] ؛ بيفكنند ترا ، حيان گفت : برگردانند ترا از آنچه تو بر آنى از أداء رسالت . عطيه گفت : [ يرمونك ] : به تو اندازند . مؤرّج گفت : ازالت كنند ترا . نضر بن شميل گفت : و أخفش كه : به چشم كنند ترا . عبد العزيز بن يحيى گفت : به تو نگرند نظرى تيز كه ترا از آن بترسانند و آن نظر عداوت باشد . سدى گفت : ترا اصابت كنند به چشم . از صادق عليه السّلام روايت كردند كه گفت : يأكلونك ؛ ترا به چشم بخورند . حسن و ابن كيسان گفتند : ترا بكشند و اين چنان باشد كه عرب گويد : صرعنى فلان بطرفه و قتلنى بعينه ( تا آنكه گفته ) . حسن بصرى گفت : دواى آنكه او را به چشم بد رسيده باشد آنست كه اين آيت برخواند يا برو خوانند . در خبر آمده است كه رسول ( ص ) گفت : العين حقّ و إنّ العين لتدخل الرّجل القبر و الجمل القدر ، و قال ( ع ) : لا رقية إلّا من عين اوحمة أسماء بنت عميس گفت : يا رسول اللّه فرزندان جعفر را چشم ميرسد روا باشد كه براى ايشان افسونى و تعويذى نويسم ؟ - گفت : روا باشد و گفت كه : اگر چيزى بودى كه قضا را غلبه كردى چشم بد بودى . و متكلمان خلاف كردند درين ابو على الجبّائى و ابو القاسم البلخى اين را انكار كردند و گفتند : اين را أصلى نيست ، رمّانى گفت : از اين امتناع نيست براى آنكه اجماع مفسران است بر اين و معروف است ميان عقلاء مسلمانان و مجرّب است و سيّد رحمه اللّه روا ميدارد ، و آنان كه روا نميدارند ميگويند : تفسير آيت آنست كه به نظر عداوت به تو مىنگرند . [ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ ] چون قرآن مىشنوند ميگويند ما أفصحه و ما رأينا مثله ؛ تا به چشم اصابت كنند ترا و چون از دل و اعتقاد خود خبر دهند [ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ] گويند اين ديوانه است و كلام ديوانگان است اين ، [ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ ] و نيست اين قرآن الّا يادگار و ياد دهندهء خداى جهانيان و گفتند : ذكر أى شرف للعالمين كقوله و إنه لذكر لك و لقومك ؛ و اللّه أعلم و أحكم بالصواب » .