أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

147

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

به چشم كنند قومى از قريش بيامدند و برابر وى باستادند و گفتند : ما مانند اين مردى نديديم در فصاحت و بلاغت و اظهار بيّنت . و گفتند : اين جماعتى بودند از بنى اسد معروف به چشم بد ؛ بيامدند و اين سخن بگفتند ؛ و گفته‌اند : چشم ايشان بغايتى بود كه اگر ايشان را گوشت بايستى ؛ يكى از ايشان كنيزك را گفتى : برخيز و زنبيل برگير تا پارهء گوشت به يارى ؛ او بيامدى هر كجا شترى يا گاوى يا گوسفندى نيكو ديدى ؛ بگفتى : ما أحسنها و ما رأيت مثلها ؛ در حال بيفتادى ، خداوندش بيامدى و بكشتى و او را از آن نصيبى بدادى . و در ميان ايشان مردى بود كه چشم بر هر چه افكندى از پاى بيفتادى ؛ يا به مردى يا بكشتندى . و اين مرد را از خيمه بيرون نگذاشتندى هر وقت كه دلش بگرفتى دامن خيمه برداشتى و نظاره ميكردى . كلبى گفت : قريش بيامدند و اين مرد را گفتند : ترا چه بزيان دارد كه بيائى و نظرى بر محمّد افكنى ؛ باشد كه چشم تو در وى رسد ؛ او بيامد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرآن ميخواند و برابر رسول ( ص ) باستاد و ساعتى درو مينگريد و هيچ شكّ نكرد در آنكه رسول ( ص ) به چشم او زده شود اين بيت انشاء كرد : قد كان قومك يحسبونك سيّدا * و إخال أنّك سيّد معيون « 1 »

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « معيون ؛ أى مصاب بالعين » . طبرسى ( ره ) در مجمع البيان ضمن تفسير آيه گفته : « لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ اى يقتلونك و يهلكونك عن ابن عباس و كان يقرئها كذلك و قيل ليصرعونك عن الكلبى و قيل يصيبونك بأعينهم عن السدّى و الكل يرجع فى المعنى الى الاصابة بالعين و المفسرون كلهم على أنّه المراد فى الاية و أنكر الجبائى ذلك و قال : انّ اصابة العين لا تصحّ و قال على بن عيسى الرمانىّ ، و هذا الذى ذكره غير صحيح لأنّه غير ممتنع ان يكون اللّه تعالى أجرى العادة بصحة ذلك لضرب من المصلحة و عليه اجماع المفسرين و جوزه العقلاء فلا مانع منه و جاء فى الخبر : انّ اسماء بنت عميس قال : يا رسول اللّه انّ بنى جعفرا تصيبهم العين أ فأسترقى لهم ؟ - قال نعم فلو كان شىء يسبق القدر لسبقه العين ( تا آخر بيانات او ) » . مولى فتح اللّه كاشانى ( ره ) در منهج الصادقين ضمن تفسير آيه طىّ نقل اقوال مفسرين و اخبار وارده در اين باره بعد از ذكر دو حديث از خاتم الانبياء ( ص ) گفته : « و نيز از آن حضرت مأثور است كه لا رقية الا من عين او حمة يعنى افسون نيست مگر از چشم زخم و حيوان نيش دار . در خبر است كه روزى رسول ( ص ) از گورستان بقيع ميگذشتند فرمود كه : به خدا سوگند اكثر اهل اين قبور بسبب چشم در اينجا خسبيده‌اند و دور نيست كه اين از خصايص بعضى نفوس باشد و متكلمان را در اين خلاف است ابو على الجبائى و ابو القاسم گفته‌اند كه اين را اصلى نيست و رمانى گفته كه اين ممتنع نيست و ممكن الوقوع است و جميع مفسرين برآنند و ميان عالميان معروف و مجرب است و علم الهدى قدس سره نيز تجويز اين فرموده ( تا آخر كلام او ) » . علامهء مجلسى ( ره ) در مجلد چهاردهم بحار در باب « تأثير السحر و العين و حقيقتهما » بطور تفصيل از اين مطلب بحث كرده و آيات و اخبار وارده در آن را نقل نموده و چنان كه شايد و بايد موضوع را بپايان رسانده است و كلام سيد علم الهدى رضوان اللّه عليه را نيز نقل نموده است ( ص 569 ) هر كه طالب تحقيق و تفصيل باشد به آن جا رجوع كند ( ص 567 - 578 چاپ امين الضرب ) و در حلية المتقين نيز در فصل يازدهم از باب نهم گفته : « در احاديث معتبره وارد شده است كه چشم بد را تأثير مىباشد و فرموده‌اند كه : بسا باشد كه چشم بد آدمى را بقبر و شتر را بديك داخل كند پس كسى كه خوش آيد او را چيزى از كسى « اللّه اكبر » بگويد و در روايت ديگر نام خداى برد و در روايت ديگر از حضرت صادق ( ع ) منقول است كه چون ترسد كه چشم او در كسى و يا چشم كسى در او تأثير كند سه مرتبه بگويد : ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم و فرمود كه : هرگاه كسى با هيئت نيكو خواهد كه از خانه بيرون رود معوّذتين بخواند و بيرون رود تا چشم بد در او اثر نكند و در روايت ديگر فرمود كه : هر كه را اثر چشم رسيده باشد دستها را برابر رو بلند كند و سورهء حمد و توحيد و معوّذتين بخواند و دست بر پيش سر بكشد » ( و طالب متون عربى اين اخبار بصفحهء 584 مجلد 14 بحار رجوع كند ) و السلام على من اتبع الهدى .