أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
145
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نمىآرند « 1 » از اين سبب وحى نمىشنوند و شريعت نمىآموزند يعنى تو از ايشان مزدى نمىطلبى چرا ايشان در طلب هدايت تقصير ميكنند ؟ يا غيب نزديك ايشان است يعنى لوح محفوظ كه از آنجا مىنويسند و حكم مىكنند و به تو احتياج ندارند ؟ با اين همهاى محمّد صبر كن براى حكم خداى تو در إمهال ايشان و تأخير نصرت تو بر ايشان : و تعجيل مكن به عذاب ايشان و تو مانند خداوند ماهى مباش يعنى يونس پيغمبر عليه السّلام كه او خشم گرفت بر قوم خويش و استعجال عذاب كرد حقّ تعالى ديدى كه چه كرد . . . ! حقّ تو آنست كه با ايشان مدارا كنى و مهلت دهى ايشان را و چون يونس نباشى چون ندا كرد و خداى تعالى را بخواند و او مكظوم و مغموم بود اندوه رسيده و محنت زده ؛ گفت : لا إله إلّا أنت ؛ سبحانك انّى كنت من الظّالمين . اگر نه آن بودى « 2 » كه نعمتى يعنى رحمتى از خداى تعالى بوى رسيد و او را دريافت كه دعاى وى مستجاب گشت و از شكم ماهى خلاص يافت او را بينداختى بزمينى خالى از آب و گياه و مردم ؛ و او مذموم و نكوهيده « 3 » بودى . [ سوره القلم ( 68 ) : آيات 50 تا 52 ] فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ( 50 ) وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ( 51 ) وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ ( 52 ) برگزيد او را و اختيار كرد بر ديگران و او را از جملهء صالحان كرد يعنى نام وى در جملهء « 4 » پيغمبران صالح بنوشت و حكم كرد بصلاح وى « 5 » .
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « نميدارند » . ( 2 ) - در چند نسخه « نه آنستى » ( 3 ) - در نسخهء قديم : « بنكوهيده » . ( 4 ) - كذا در نسخهء قديم و تفسير ابو الفتوح ليكن در بعضى نسخ : « زمرهء » . ( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و اين [ جعل ] بمعنى حكم و تسميه باشد » .