أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
144
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بسلامت و تندرست بودند سجده نميكردند و نماز بجاى نمىآوردند . سعيد جبير گفت : مراد آنانند كه « حىّ على الصلاة » مىشنيدند و اجابت نميكردند . كعب الاحبار گفت : و اللّه كه اين آيت فرو نيامد الّا در آنان كه از نماز جماعت تخلّف كنند . آوردهاند كه ربيع خثيم را فالج پديد آمد « 1 » در آخر عمر دو كس دست وى گرفتندى تا به مسجد رفتى ، ويرا گفتند : تو معذورى : گفت : روا نمىدارم كه « حىّ على الصّلوة » مىشنوم اجابت نكنم . آنگه بر سبيل تهديد گفت : [ ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ ] رها كن مرا با آنان كه اين حديث را يعنى قرآن را تكذيب ميكنند كه زود باشد و بس « 2 » روزگار برنيايد كه ما ايشان را در نورديم درجه درجه و پاره پاره تا به هلاكت رسند و هلاك گردند از آنجا كه ندانند يعنى امهال دهيم و فرا گذاريم ايشان را در نعمت تا مغرور شوند همى ناگاه ما ايشان را از ميان آن نعمت در پيچيم و در گذرانيم و به عذاب دوزخ رسانيم . [ سوره القلم ( 68 ) : آيات 45 تا 49 ] وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ( 45 ) أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ ( 46 ) أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ( 47 ) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ ( 48 ) لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ ( 49 ) من ايشان را مهلت دهم و تعجيل نكنم به عذاب و بنعمت فرا گذارم و فرو نگذارم تا غافلترين وقتى و خوشترين ساعتى ايشان را بگيرم چنان كه گفت : حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ . كيد من استوارست و عذاب من قوى و سخت ، إمهال را كه سبب غفلت بود [ كيد ] خواند . آنگه گفت : يا خود تو از ايشان بر هديت و اداى رسالت مزدى ميخواهى كه ايشان از غرامت آن گرانبار ميشوند و طاقت
--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديم و تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن در بعضى نسخ : « فالج بود » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بسى » .