أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

140

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى ما ؛ ما آنچه كرديم و گفتيم بر خود ظالم و ستمكار بوديم آنگه بعضى از ايشان روى ببعضى آوردند يعنى روى در يكديگر نهادند و يكديگر را ملامت ميكردند و ميگفتند : اى واى بر ما كه ما طاغى و باغى بوده‌ايم و در ظلم كردن از حدّ در گذشته بوديم شكر نعمت خداى تعالى مىبايست گفت ؛ كفران آورديم و حقّ خداى تعالى از درويشان باز گرفتيم و آنچه پدر ما كردى بجاى نياورديم تا لا جرم آنچه سزاى ما بود بما رسيد ، آرى بد كرديم و بگناه خود معترف شديم و از آنچه كرديم پشيمان گشتيم شايد كه خداى ما را ببدل آن بوستان بدهد بوستانى بهتر و نيكوتر از آن ؛ كه ما با خداى تعالى گشتيم و رغبت بوى نموديم و طلب خير از حضرت بزرگوار او « 1 » ميكنيم ابن مسعود گفت : خداى تعالى توبهء ايشان صدق شناخت ايشانرا بوستانى بهتر از آن بداد و درو « 2 » ميوهء بسيار بود و انگور بود كه هر خوشهء از آن بار اشترى بودى و نام اين بوستان « حيوان » بود . آنگه حق تعالى بر سبيل تهديد گفت : [ كَذلِكَ الْعَذابُ ] عذاب ما چنين باشد هر كسى را كه مثل اين فعل كند ، و عذاب اهل مكّه همچنين بود كه شكر نعمت ما نكردند ما ايشان را بقحط و نياز مبتلى كرديم و عذاب آخرت بزرگتر باشد و سخت‌تر از عذاب دنيا اگر دانستندى از آن احتراز كردندى ، و نميدانند از براى آنكه انديشه نميكنند در آيات و بيّنات و دلالات ما . [ سوره القلم ( 68 ) : آيات 34 تا 41 ] إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ ( 34 ) أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ( 35 ) ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ( 36 ) أَمْ لَكُمْ كِتابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ ( 37 ) إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ ( 38 ) أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ ( 39 ) سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ ( 40 ) أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ ( 41 )

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « از حضرت بزرگوارى او » . ( 2 ) - در نسخ نو نويس : « در آن » .