أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

127

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى تعالى داند كه چند برگ از اين درختان بيفتاده است ؟ هاتفى از گوشهء آواز داد : ألا يعلم من خلق و هو اللطيف الخبير ؟ ! [ سوره الملك ( 67 ) : آيات 15 تا 18 ] هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ ( 15 ) أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذا هِيَ تَمُورُ ( 16 ) أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ( 17 ) وَ لَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ ( 18 ) اوست آن خداى كه زمين را براى شما رام كرد و نرم گردانيد و مسخّر شما گردانيد تا چنان كه شما را مىبايد در وى مىرويد و مىنشينيد و تصرّف ميكنيد تا آنچه از وى صعب‌تر و دشوارتر نباشد بر شما آسان گردانيد پس برويد در مناكب زمين و كوههاى وى ؛ و اين عبارت است از غايت تذليل زمين ، مجاهد گفت : مراد راهها است در ميان كوهها يعنى ما رفتن در كوهها كه آن بمنزلت دوشهاى حيوانات است از اشتران و غير ايشان بر شما آسان كرديم بسبب راهها كه در ميان كوهها پديد كرديم ، و بخوريد از نعمتهاى ما آنچه روزى شما كرده‌ايم ؛ از روزى خداى تعالى بخوريد و با وى خواهد بودن نشر شما و برانگيختن از گورها . از شما بپرسند تا شكر اين نعمتها گزارده‌ايد « 1 » يا نه ؟ آنگه تهديد كرد كسانى را كه نعمت خداى تعالى ميخورند و شكر نعمت نميكنند و گفت : هى ايمن شديد شما از آن خدا كه ملكوت و پادشاهى او در آسمان است ؟ ! و تخصيص آسمان براى آن كرد كه از دست تصرّف ديگران دور است و گفته‌اند : براى آن گفت كه : مشركان گفتندى : اللّه خداى آسمان است ، و اصنام خدايان زمين‌اند . گفت : از خداى آسمان بر زعم شما چگونه ايمن شده‌ايد از آنكه شما را به زمين فرو برد ؟ ! چون فرمان وى برسد همى ناگاه بينى تو زمين را كه در حركت آيد و اهل زمين را فرو برد . خداى تعالى از جهت و مكان منزّه است براى آنكه اين صفت اجسام باشد و خداى خالق اجسام است امّا اشارت مردم در وقت دعا به آسمان ؛ براى آنست كه

--> ( 1 ) در همهء نسخ : « گذارده‌ايد » بذال ؛ و قياسا تصحيح شد .