أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
121
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
متّعظ شوند و بدانند كه اين حيات را مرگ در عقب است و مرجع با مرگ خواهد بود تا دل بر مرگ نهند و كار وى ساخته گردانند . بعضى ديگر گفتهاند : براى آن تقديم كرد كه او مقدّم است ؛ نبينى كه خاك و نطفه و آن چيزها كه احيا را از او آفريد همه موات و جماد بودند آنگه حيات درو آفريد . از عبد اللّه عبّاس روايت كردند « 1 » كه گفت : خداى تعالى مرگ را بر صورت كبشى سياه و سپيد آفريد به هيچ چيز گذر نكند الّا كه بميرد ، و حيات را بر صورت اسبى ماديان آفريد ابلق ؛ به هيچ چيز نرسد الّا كه زنده شود ، و او آن اسب است كه جبرئيل عليه السّلام و انبيا عليهم السّلام برو نشستند « 2 » از خر مهترست و از استر كهتر ؛ هر گام او يك چشم - زخم « 3 » باشد ، و او آن اسب است كه جبرئيل عليه السّلام بر وى نشسته بود چون سامرى ويرا بديد خاك از پى وى برگرفت و در شكم گوسالهء زرّين انداخت تا ببانگ آمد . اين خبر اگر درست شود بر سبيل تمثيل بود .
--> ( 1 ) نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين روايت اين است ( طبق نسخهء خطّئى ) و طبق نسخهء چاپى ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 364 ؛ س 7 - 12 ) : « و روايت كردند از عبد اللّه عباس كه او گفت : خداى مرگ را بر صورت كبشى سياه و سفيد آفريد ؛ به هيچ چيز گذر نكند و به او نرسد و الّا كه آن چيز بميرد ، و حيات را به صورت اسبى ابلق آفريد ماده و آن اسبى است كه جبرئيل ( ع ) و انبيا عليهم السّلام بر او نشستند ، از خر مهتر است و از استر ( در نسخهء چاپى : « از اسب » ) كهتر ؛ گام او يك چشم زخم باشد پاى بر هيچ چيز ننهد و به هيچ چيز نرسد و الا آن چيز زنده شود ، و او آن اسب است كه جبرئيل ( ع ) برو نشسته بود ، چون سامرى او را ديد خاك از پى او برگرفت و در شكم عجل افكند تا ببانگ آمد . و اين خبر بر سبيل تمثيل باشد اگر درست شود » . ( 2 ) بايد دانست كه مراد به اين عبارت « و او آن اسب است كه جبرئيل و انبيا عليهم السّلام برو نشستند » براق است كه وصف آن در اخبار معتبرهء بسيار وارد شده است و مخصوصا در قضاياى شب معراج ؛ زيرا پيغمبر ( ص ) آن شب بر آن سوار شده و معراج فرموده است و تفصيل آن ضمن شرح و بيان آن مطلب در تفاسير طىّ تفسير سورهء مباركهء « اسراء » ياد شده است و ما نيز در كتاب « كشف الكربة فى شرح دعاء الندبة » ضمن شرح اين فقره از دعاء « و سخّرت له البراق و عرجت به الى سمائك » اخبار را نقل و بيانات بسيار لطيف و مبسوطى ضمن ذكر آنها بر حسب اقتضاى مقام ياد كردهايم وفّقنا اللّه لا تمام الشرح و طبعه و نشره بحقّ حبيبه محمّد و عترته صلواته عليه و عليهم . ( 3 ) در بعضى نسخ : « يك چشم زدن » بايد دانست كه نظير اين اختلاف تعبير در مجلّد