أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

122

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ لِيَبْلُوَكُمْ ] براى آن آفريد مرگ و زندگانى تا بيازمايد شما را و امتحان كند تا كدام كس است از شما كه نيكوكارتر است . حق تعالى اطلاق و تخليه و تمكين و تخيير را بر سبيل توسّع و مجاز امتحان خوانده است ؛ براى آنكه اين فعلها با مكلّفان صورت

--> پنجم گذشت ( ص 188 ) و در آنجا گفتيم كه « چشم زخم » بمعنى « مدّ البصر » است توضيح آنكه سيوطى در « الدّرّ المنثور ضمن اخبارى كه در ذيل آيهء [ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ ] نقل كرده گفته است ( ج 5 ؛ ص 336 ؛ س 22 - 26 ) . « و أخرج ابو يعلى و الدار قطنى فى الافراد و ابن المنذر و الحاكم و صححه و ابن مردويه و البيهقى فى البعث عن أبى هريرة عن النبى ( ص ) قال سئل جبرئيل ( ع ) عن هذه الآية [ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ] من الذين لم يشإ اللّه أن يصعقهم قال : هم الشهداء مقلّدون بأسيافهم حول عرشه تتلقّاهم الملائكة عليهم السلام يوم القيامة الى المحشر بنجائب من ياقوت ازمّتها الدّر بر حائل السندس و الاستبرق نمارها ألين من الحرير مدّ خطاها مدّ - أبصار الرجل » . ابو الفتوح ( ره ) در ذيل آيهء مذكوره اين حديث را چنين فارسى كرده است ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 502 ؛ س 6 - 11 ) : « ابو هريره روايت كرد از رسول ( ص ) كه گفت : از جبرئيل پرسيدم در اين آيت كه : اينان كه باشند كه خداى استثنا كرد بقوله [ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ] قال : هم الشهداء متقلّدين أسيافهم ؛ گفت : شهيدان باشند تيغها در گردن افكنده در پيرامن عرش ايستاده باشند روز قيامت فرشتگان باستقبال ايشان شوند بابختيانى از ياقوت و مهار زبرجد پالانها سندس و استبرق نرم‌تر از حرير هر گامى ازو چشم زخمى باشد در متنزّهات بهشت ميگردند آنگه گويند : بيائى - ( يعنى بيائيد طبق اصطلاح وى در سراسر تفسير خود چنان كه كرارا بيان كرده‌ايم . ) - تا بنگريم تا خداى تعالى چگونه حكم مىكند ميان خلقان ، خداى تعالى بايشان مستبشر باشد و آن علامت آن بود كه آن را كه به او استبشار كنند او را عذاب نباشد و حساب نباشد » . و نيز ابو الفتوح ( ره ) در سورهء اسراء در وصف براق گفته : ( ج 3 چاپ اوّل ؛ ص 311 ؛ س 11 ) « و يك گام او يك چشم زدن بود » پس معلوم مىشود كه « چشم زخم » و « چشم زدن » كلمهء فارسى و ترجمه و عبارت اخراى « مدّ البصر » به عربى است يعنى آن قدر كه چشم كار مىكند و مىبيند و ادراك مىكند و شايد بشرح اين مطلب در تفسير سورهء « اسراء » نيز بپردازيم ان شاء اللّه .