أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

110

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

را ؛ و اين سخن فاش گشت . بر اين قول معنى اين بود كه چون عايشه حفصه را به آن خبر كرد و خداى تعالى رسول خود را مطّلع گردانيد بر افشاء آن سخن ، رسول ببعضى از آن حديث كه خداى تعالى ويرا اطّلاع داده بود حفصه را شناسا گردانيد و از بعضى اعراض كرد يعنى از آنچه او گفته بود بعضى با وى بگفت كه چنين گفتى و بعضى نگفت ، و بعضى مفسّران گفته‌اند : معنى اينست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ويرا شناسا كرد ببدى آنچه گفت بر سبيل جزا يعنى از بعضى جزا داد ويرا به آنكه ويرا طلاق داد و با خانهء پدرش فرستاد ؛ پدرش يعنى عمر بر وى خشم گرفت و گفت : اگر در آل خطّاب خير بودى رسول ترا طلاق ندادى خداى تعالى فرمود رسول را كه : مراجعت كن ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مراجعت كرد و به اين خشم يك ماه از زنان اعتزال كرد و در مشربهء « 1 » أمّ ابراهيم ماريهء قبطيّه بنشست تا آنگه كه آيت تخيير آمد [ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ ] چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر داد حفصه را يا عايشه را ؛ حفصه گفت كه ترا اين خبر داد ؟ و با تو كه گفت ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : خبر داد مرا خداى تعالى كه داناست بهمهء كارها ؛ و آگاهست از همهء چيزها ، آنگه خطاب كرد با حفصه و عايشه بر طريقهء التفات تا در باب عتاب بليغ‌تر باشد و گفت : اگر شما هر دو با خداى تعالى گرديد و توبه كنيد جاى آن هست براى آنكه از شما صادر شد آنچه موجب توبه است و آن آنست كه دل شما ميل كرد و بگشت از آنچه واجب بود بر شما از دوستى خالص كردن با رسول خداى ( ص ) و دوست داشتن آنچه وى دوست دارد و بدان راضى شدن ، و كاره بودن چيزى را كه رسول ( ص ) آن را كاره باشد . و ميل كردن ايشان به آنكه رسول ( ص ) ماريه را بر خود حرام گرداند و رسول ( ص ) آن را كاره بود موجب توبهء ايشان بود . از عبد اللّه عبّاس روايت است كه گفت : من سخت حريص بودم به آن تا بدانم كه اين دو زن كه بودند كه افشاء سرّ رسول ( ص ) كردند و دل ايشان ميل كرد تا سالى از سالها اتّفاق افتاد كه با عمر بحجّ بودم در بعضى منازل آب بر دست وى ميكردم و او دست مىشست ويرا پرسيدم كه آن دو زن كه بودند كه خداى تعالى ايشان را گفت : إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ ؟ - عمر گفت : وا عجبا لك يا ابن عبّاس ؛ ويرا كراهت آمد و پنهان نكرد و گفت : عايشه بود و حفصه ؛ آنگه گفت : ما جماعت قريش بر زنان مستولى بوديم تا كه بمدينه آمديم زنان انصار جواب شوهران ميگفتند زنان ما نيز شيوهء ايشان

--> ( 1 ) - طريحى ( ره ) در مجمع البحرين گفته : « و المشربة بفتح الميم و فتح الراء و ضمها الغرفة و منه مشربة أمّ ابراهيم ؛ و انما سميت بذلك لأنّ ابراهيم ابن النبى ( ص ) ولدته أمه فيها و تعلقت حين ضربها المخاض بخشبة من خشب تلك المشربة ، و قد ذرعت من القبلة الى الشمال أحد عشر ذراعا » .