أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

94

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

هست مؤمن را از بالا و كافر را از زير ؛ مؤمن را درجه و كافر را در كه ، و هر يكى را بمقام خود رسانند و بر هيچ كس ظلم نكنند « 1 » . [ سوره الأحقاف ( 46 ) : آيات 20 تا 21 ] وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بِها فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ ( 20 ) وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 21 ) روزى كه كافران را عرضه كنند بر دوزخ و ايشان را گويند بر سبيل ملامت و سرزنش كه : ببرديد و نيست كرديد نفقات پاك و حلال خود را در معاصى و قضاى شهوت و آنچه شما را آرزو بود و هواى نفس در آن بود در زندگانى دنيا و به آن تمتّع و برخوردارى گرفتيد و با مؤمنان و درويشان تكبّر كرديد امروز شما را به آنچه كرديد جزا دهند عذاب هوان و خوارى ، و صفت عذاب اينست كه : مقرون باشد باستخفاف و اهانت ؛ به آن تكبّر كه در زمين بنا حقّ كرديد و به آن كه از فرمان خداى تعالى بيرون آمديد . ثوبان گفت : مولى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون رسول بسفرى خواست رفتن آخرين كسى را كه ديدى فاطمهء زهرا عليها السّلام بودى و چون باز آمدى اوّلين كسى را كه بديدى فاطمه بودى روزى از بعضى سفرها باز آمد فاطمه را گليمى بود خيبرى چون بشنيد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىآيد آن گليم بدر حجره فرو گذاشت چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدر حجره رسيد آن گليم

--> ( 1 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد اين است ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 57 ؛ س 25 ) : « [ وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ ] اى و لكلّ واحد من الفريقين ؛ گفت : هر يكى را از آن دو گروه مؤمن و كافر درجاتى و منازلى و پايه هائى است ؛ مؤمنان را از بالا و كافران را از زير ؛ از آنچه كرده باشند بر حسب عمل ايشان ، [ وَ لِيُوَفِّيَهُمْ ] و تا تمام بدهد ايشان را عمل‌شان يعنى جزاى عمل‌شان ؛ مكّيّان و بصريان خواندند بياء خبرا عن اللّه تعالى ؛ خداى تعالى بدهد ، و باقى قرّاء بنون خواندند على إخبار اللّه تعالى عن نفسه ، [ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ ] و بر ايشان ظلم نكنند و حقّ ايشان باز نگيرند و نقصان نكنند » . نگارنده گويد : اين آيه صريح است كه كلمهء « درجات » بمعنى مطلق پايه هاست خواه نسبت به بالا و خواه نسبت به پائين ؛ پس صريح است در ردّ كسانى كه گفتند : درجه نسبت به پائين اطلاق نميشود يعنى بمعنى « دركه » نمىآيد زيرا كه آيه صريحا در اعمّ به كار رفته ، و ما بتحقيق اين مطلب در « كشف الكربة فى شرح دعاء الندبة » در ذيل اين فقره ( بنابر بعضى نسخ ) « فى درجات هذه الدّنيا الدنيّة » پرداخته‌ايم ؛ ( با آنكه « درجات » در اينجا مصحّف « زخارف » است ) .