أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

375

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

باشد چنان كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده‌اند كه مرد بود كه نور وى از مدينه تا بعدن و صنعا مىتابد و كم از آن تا چندانى كه جاى قدم خود بيند و بس ، و مؤمن بود كه وى را چندانى نور بود كه آتش دوزخ را بنشاند در وقتى كه بر صراط ميگذرد تا از دوزخ آواز مىآيد : جز يا مؤمن فانّ نورك أطفأ لهبى ؛ بگذر اى مؤمن كه نور تو نار مرا بكشت ، مؤمنان به اين نور مىروند و نور در پيش ايشان و از راست ايشان مىرود و فريشتگان باستقبال ايشان مىآيند و مىگويند : بشارت باد شما را ببهشت كه در زير درختان او جويهاى آب روان است ، شما در آنجا خالد و جاويدان باشيد و آن شما را فوزى عظيم و ظفرى بزرگوار است و اين گفتار و بشارت در وقتى باشد كه در آن روز مردان منافق و زنان منافقه مؤمنان را گويند : بنگريد بما به نظر رحمت و توقّف كنيد در رفتن تا ما بشما رسيم و از نور شما روشنى فرا گيريم و از شمع شما چراغى برافروزيم . مفسّران گفتند : مؤمنان روز قيامت در عرصات قيامت آيند و بنور اعمال خود