أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

376

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بر صراط مىپرند و ميروند منافقان درآيند بر قدر پايهء « 1 » ايشان ؛ ايشان را نورى ضعيف باشد چنان كه در دنيا به ظاهر ايمان با مؤمنان بودند چون باد مرگ درآمد آن نور ايمان ايشان ناپديد گشت همچنين در عرصهء قيامت بر وجه جزاى خديعت و مكرى كه در دنيا با مؤمنان كردند چنان كه خداى تعالى گفت : يخادعون اللّه و هو خادعهم ؛ همچنانكه كسى را فريبى دهند ايشان را نورى ضعيف دهند گاه روشن مىشود ميروند و گاه تاريك مىشود مىاستند همى ناگاه بادى در آيد و نور ايشان را فرونشاند ايشان در تاريكى بمانند درين حال گويند : [ انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ ] « 2 » مؤمنان چون آن حال ببينند گويند : نبادا « 3 » كه با ما نيز همين معاملت رود از ترس اين گويند : [ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا ] و چون منافقان طلب نور كنند از مؤمنان ؛ ايشان را گويند [ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ ] باز گرديد و باز پس شويد اگر مىتوانيد ، و اين بر سبيل تهكّم گويند و از آنجا كه ما نور آورده‌ايم نور طلب كنيد اين نور ما از دنيا آورده‌ايم « 4 » شما نيز با دنيا رويد نور با خود بياريد ايشان در اين باشند كه همى ناگاه ميان ايشان باروئى « 5 » پديد آرند و ديوارى بكنند « 6 » بر كنار بهشت و دوزخ كه آن بارو و ديوار را درى باشد اهل بهشت از آن در در بهشت روند [ باطنه ] اندرون آن ديوار رحمت و نعمت باشد اهل بهشت را ؛ و بيرون او و جانب ظاهر او عذاب دوزخ باشد اهل دوزخ را . ابو سيار گفت : كه با علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس بودم بنزديك وادى جهنّم ؛ گفت : از پدر خويش شنيدم

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « قدر و پايهء ايشان » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « يكى از شعراء اين قدر از آيت تضمين كرد در مصراعى و گفت : « أثّرت أيدى البلى فى دوركم * منذ أقوت دوركم عن حوركم » « قد ضللنا فى دجى ليل النّوى * فانظرونا نقتبس من نوركم » ( 3 ) - كذا بنون در نسخ معتمده . ( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « اين نور آن وضوهاست و طهارتها كه در سرماى سرد كرده‌ايم » . ( 5 ) - در بعضى نسخ : « بارهء » . ( 6 ) - كذا در تفسير ابو الفتوح ( ره ) و در نسخ اين تفسير : « بلند » .