أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

374

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ ] در روزى كه بينى تو اى محمّد مردان مؤمن و زنان مؤمنه را كه نور ايشان سعى مىكند و ميشتابد در پيش ايشان و بر دست راست ايشان براى آنكه نامهء أعمال ايشان از پيش روى بايشان دهند و بر دست راست دهند و گفته‌اند كه : جملهء جهات مراد است و به اين دو جهت اكتفا كرد ؛ بعضى ديگر گفتند : براى آن اين دو چيز تخصيص كرد كه نور از روى ايشان تابد براى آنكه روى شسته باشند براى وضوى نماز و براى خداى تعالى بر زمين نهاده و سجده كرده چنان كه رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : أمّتى الغرّ المحجّلون يوم القيامة من آثار الوضوء « 1 » و بدست راست تسبيح كرده باشند و بانگشت شمرده و نگاهداشته از سر هر انگشتى از انگشتان ايشان بمانند شعله « 2 » نور مىدرفشد « 3 » . عبد اللّه مسعود گفت : « 4 » نور ايشان به مقدار عمل ايشان

--> ( 1 ) - كذا در تفسير ابو الفتوح ( ره ) و در نسخ اين تفسير : « من آثار الوضوء يوم القيامة » . ( 2 ) - كذا در تفسير ابو الفتوح ( ره ) و در نسخ اين تفسير : « مشعله » . ( 3 ) - در كتب لغت فارسى تصريح كرده‌اند كه « درفشيدن » بفاء بمعنى درخشيدن است بخاء . ( 4 ) - مصنف ( ره ) طبق سيرهء جاريهء مستمرّهء خود در سراسر اين تفسير عبارت ابو الفتوح ( ره ) را كه مشتمل بر ترجمهء كلام عبد اللّه مسعود و حديث قتاده است فشرده و يك كلام كرده و به صورت متن در آورده است . سيوطى در « الدرّ المنثور » ضمن تفسير آيه آورده ( ج 6 ؛ ص 172 ) : « و أخرج عبد الرزاق و عبد بن حميد و ابن المنذر عن قتادة فى الاية قال : ذكر لنا أنّ نبىّ اللّه ( صلعم ) قال : انّ من المؤمنين يوم القيامة من يضىء له نوره كما بين المدينة الى عدن أو بين المدينة الى صنعاء فدون ذلك حتّى أنّ من المؤمنين من لا يضىء نوره الا موضع قدميه و النّاس منازل باعمالهم . و أخرج ابن أبى شيبة و ابن جرير و ابن المنذر و ابن أبى حاتم و ابن مردويه و الحاكم و صحّحه عن ابن مسعود فى قوله : [ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ] قال : يؤتون نورهم قدر أعمالهم يمرّون على الصراط منهم من نوره مثل الجبل و منهم من نوره مثل النخلة و أدناهم نورا من نوره على إبهامه يطفأ مرّة و يقد أخرى » . ابو الفتوح ( ره ) گفته : « عبد اللّه مسعود گفت : نورشان به قدر عملشان باشد ؛ مرد بود كه نور او چند درخت خرما باشد ؛ و بود كه چند قامت مردى بود و آن كس را كه از آن كمتر نبود به مقدار انگشتى باشد گاه بتابد كه ببينند و گاه نبينند . قتاده گفت : مرا روايت كردند از رسول صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم كه او گفت : روز قيامت مرد باشد كه نور او چندان باشد كه از مدينه تا بعدن و صنعاء يمن تابد و كم از آن ؛ تا چندانى بود كه جاى قدم خود را بيند و بس ، و مؤمن بود كه او را چندانى نور بود كه آتش دوزخ را بنشاند و تاب ببرد تا آنجا كه بر صراط ميگذرد و از دوزخ آواز مىآيد : جز يا مؤمن فانّ نورك أطفأ لهبى ؛ بگذر اى مؤمن كه نور تو نار ما را بكشت » طبرسى ( ره ) در مجمع البيان با نسبت كلام گذشته بابن مسعود و حديث مذكور بقتاده نقل كرده و گمان قوى ميرود كه از تفسير ابو الفتوح ( ره ) گرفته است و مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين مطابق متن با تصرّف در عبارت آن نقل كرده است و اصلا ملتفت نشده است كه صدر از ابن عبّاس و ذيل از قتاده است و اين و امثال اين كه در آن تفسير بيشمار است مدّعاى ما را كه در مقدّمه و موارد ديگر تعليقات اين تفسير گفته‌ايم كه مأخذ اصلى وى تفسير جلاء الاذهان بوده است و وى آن را تفسير ابو الفتوح ( ره ) مىپنداشته است روشن و آفتابى مىكند و السّلام على من اتّبع الهدى .