أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

351

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و چشم ژفگن شده خداى تعالى ايشان را بازآفريند بكر هرگاه كه شوهر بنزديك ايشان رود ايشان را بكر يابد . عايشه گفت : يا رسول اللّه هر بار الم و وجع باشد ايشان را ؟ - گفت : ليس هنالك وجع و ألم . سعيد بن مسعود گفت : زنان دنيا در بهشت تفضيل دارند بر زنان بهشت به نماز و طاعت كه كرده باشند و در اخبار آمده است كه اين زنان حور العين باشند خداى تعالى ايشان را از تسبيح فريشتگان آفريده باشد در ايشان هيچ رنجى و علّتى و حيضى نبود ايشان از براى اصحاب يمين را « 1 » باشند كه اهل دست راست‌اند جماعتى از امم سلف باشند و اندكى از امّت رسول ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . عروه بن رويم « 2 » گفت : چون اين آيت آمد جماعتى از صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بگريستند و گفتند : يا رسول اللّه ما به خدا و رسول او ايمان داريم آنگه از ما اندكى ببهشت خواهند شدن ؟ ! خداى تعالى اين آيت فرستاد [ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ ] آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : از آدم تا بعهد من فرقتى باشند و امّت من تا بدامن قيامت فرقتى باشند « 3 » و اين فرقه تمام نشوند إلّا به اين سياهان كه اشتران را ميچرانند در بيابان و مىگويند : لا إله الّا اللّه ؛ محمّد رسول اللّه . عبد اللّه مسعود گفت : شبى پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم « 4 » زمانى حديث كرديم و برفتيم بر ديگر روز رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديديم گفت : دوش پيغمبران گذشته و أتباع ايشان را در خواب بر من عرضه كردند ؛ پيغمبر بود كه او را گروهى أمّت بودند ، و بود كه كمتر از آن بودند ، و بود كه امّتش سه كس بودند ، و بود كه أمّتش يك مرد بود ، و بود كه او را هيچ أمّت نبود ، تا موسى عليه السّلام را ديدم كه مىآمد با جمعى بسيار از بنى اسرائيل ؛ گفتم :

--> ( 1 ) - قدماء غالبا [ را ] راز ايدو براى تأكيد فراوان به كار برده‌اند چنان كه سابقا شرح داديم . ( 2 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته ( ص 224 ) : « عروة بن رويم اللخمىّ ابو القاسم الدمشقىّ المقرى عن ثوبان و جامر و عن أبى إدريس الخولانىّ و عنه الاوزاعىّ و يحيى - بن حمزة وثّقه النسائى قال ابن سعد ؛ مات سنة اثنتين و ثلاثين و مائة و قال ضمرة الرملىّ سنة خمس » . ( 3 ) - اين روايت صريح است در اينكه [ اوّلينان ] از آدم پيغمبر تا به زمان پيغمبر مايند و [ آخرينان ] امّت آن حضرت ميباشند چنان كه احاديث ديگر نيز بر طبق آن وارد است . ( 4 ) - طالب قسمت اوّل متن حديث رجوع كند بتفسير الدر المنثور ( ج 6 ؛ ص 159 ) و در مجمع البيان نيز تمام آن هست ليكن گمان ميرود كه آن از تفسير ابو الفتوح ( ره ) ترجمه شده است فراجع ان شئت .