أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
352
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بار خدايا اين كيست ؟ - گفت برادر تست موسى بن عمران و اين أمّت ويند كه باويند ، گفتم : بار خدايا أمّت من كجااند ؟ - گفت : بدست راست بنگر ؛ بنگريدم صحراى مكّه ديدم چندانى كه چشم برسيد بمردان پر شده ، گفتم : بار خدايا اينان كيستند ؟ - گفت : أمّت تواند ؛ راضى شدى ؟ - گفتم : بار خدايا راضى شدم ، گفت : در ميان ايشان هفتاد هزار مرداند كه بىحساب در بهشت روند مردى بر پاى خاست نام او عكاشه « 1 » بن محصن من بنى اسد بن خزيمة گفت : يا رسول اللّه از خداى تعالى درخواه تا مرا از ايشان كند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اللّهمّ اجعله منهم ؛ بار خدايا . عكاشه را از ايشان گردان ، ديگرى برپاى خاست و گفت : يا رسول اللّه دعا كن تا خداى تعالى مرا نيز از ايشان گرداند ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : سبقك بها عكاشة ؛ عكاشه سبق برد ترا به اين دعا ، عبد اللّه مسعود گفت : يا رسول اللّه گمان ما آنست كه : اين هفتاد هزار آنانند كه ايشان بر اسلام زادند و بر آن باستادند گفت : چنين نيست بلكه آنانند كه دزدى نكنند و دروغ نگويند و داغ نكنند و زجر و تطيّر نكنند و بر خداى تعالى توكّل كنند و اين هر سه آنست كه عادت عرب باشد آنگه رسول خداى گفت كه : من اميد دارم كه أمّت من و پسروان من ربع اهل بهشت باشند ؛ ما تكبير كرديم ، گفت : اميد دارم كه ثلث اهل بهشت باشند ؛ ما تكبير كرديم ، گفت : اميد دارم كه نيمهء اهل بهشت باشند آنگه اين آيت برخواند [ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ ] ابن عبّاس از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اين همه از أمّت من باشند جمعى از سابقان باشند و جمعى از آخرينان . [ سوره الواقعة ( 56 ) : آيات 41 تا 50 ] وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ ( 41 ) فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ ( 42 ) وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ ( 43 ) لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ ( 44 ) إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ ( 45 ) وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ ( 46 ) وَ كانُوا يَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ( 47 ) أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ ( 48 ) قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ ( 49 ) لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ( 50 ) آنگه ذكر اصحاب شمال كرد و گفت : مردمان دست چپ آنانند كه نامهء
--> ( 1 ) - جزرى در اسد الغابه بترجمهء وى پرداخته است و ببشارت پيغمبر ببهشت براى او نيز تصريح كرده است و علماى لغت و رجال گفتهاند : « عكاشه بضمّ عين و تشديد كاف مفتوحه و تخفيف آن نيز و بشين و تاء در آخر از اعلام معروفه است » .