أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

349

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ ] روايت كرده‌اند كه : امير المؤمنين على عليه السّلام خواند [ و طلع ] به عين چنان كه در آيتى ديگر است « وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ » گفتند : يا أمير المؤمنين در مصحفها بحا نوشته‌اند آن را بگردانيم ؟ - گفت : نه ؛ القرآن لا يهاج اليوم و لا يحوّل « 1 » . بيشترين مفسّران گفتند كه : [ طَلْحٍ ] درخت موز باشد . ابو عبيد گفت : نزديك عرب « طلح » درختان بزرگ باشد كه آن را خار نبود [ مَنْضُودٍ ] يعنى بار او و ميوهء او برهم نهاده بمانند مهرهء كه در رشته كشيده باشند از اصل ساق تا بسر شاخها ميوه باشد . و سايهء كشيده كه آفتاب آن را نسخ نكند . ربيع گفت : سايهء عرش باشد . عمرو بن ميمون گفت : سايهء او هفتاد هزار ساله راه بود . ابن عبّاس گفت : درين آيت كه اين درختى است در بهشت كه اهل بهشت جمله در زير او حاضر آيند و حديث و احوال دنيا ياد كنند و گويند : در دنيا ملاهئى بودى كه به آن تعلّل كردندى و سماع كردندى خداى تعالى بادى بفرستد تا برگهاى آن درخت برهم زند از آنجا آوازى بيرون آيد كه كس چنان نشنيده باشد [ وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ ] و آبى رونده كه هرگز منقطع نشود و در شكاف جوى نبود بلكه بر روى زمين راست ميرود . مزاحم بن داود گفت : مرا برادرى بود صالح و حقّ مادر نيكو نگاه داشتى با پيش خداى رفت شبى در خوابش ديدم ؟ - گفتم : برادر مدّتى است تا ميخواهم كه بدانم كه تو در چه درجهء اكنون ؟ - گفت : فى سدر مخضود و طلح منضود و ظلّ ممدود و ماء مسكوب .

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 228 ؛ س 22 ؛ و ج 9 چاپ دوم ؛ ص 318 ؛ س 19 ) : « [ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ ] روايت است كه امير المؤمنين على عليه السّلام خواند [ طلع ] به عين و جملهء قرّاء بحاء خواندند قيس بن سعد گفت : كسى بر امير المؤمنين عليه السّلام ميخواند [ طَلْحٍ ] بحاء ؛ گفت : [ و طلع ] ما شأن الطلح ؛ طلح چه باشد و آن را چه كار است اينجا ! ؟ [ طلع ] به عين بر خوان ؛ آنگه بخواند [ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ ] گفتند : يا أمير المؤمنين در مصحفها چنانست بنگردانيم آن را ؟ - گفت : رها كنيد كه : القرآن لا يهاج اليوم و لا يحوّل ؛ قرآن امروز بنگردانند » . طبرسى ( ره ) فرموده « و روت العامّة عن علىّ ( ع ) أنّه قرأ عنده رجل [ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ ] فقال : ما شأن الطلح هنا انّما هو [ طلع ] كقوله [ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ ] فقيل له : ألا نغيّره فقال : إنّ القرآن لا يهاج اليوم و لا يحرّك ؛ رواه عنه ابنه الحسن و قيس بن سعد ، و رواه أصحابنا عن يعقوب بن شعيب قال : قلت : لابى عبد اللّه ( ع ) [ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ ] قال : [ و طلع منضود ] » نگارنده گويد : اين حديث بسيار قابل توجّه است زيرا صريحا دلالت بر تحريف مىكند چنان كه اخبار بيشمار ديگر نيز به آن ناطق است ؛ پس بايد در صورت عدم قول بتحريف قرآن مجيد مانند ساير اخبار آن را از ظاهرش صرف كرد ؛ فتفطّن .