أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
332
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اذفر « 1 » باشد هر بوستانى ازو صد ساله راه باشد ، در ميان هر بوستانى سرائى باشد از نور « 2 » و اين دو بوستان يكى بترس او از خداى تعالى باشد و ديگرى به ترك او شهوت را « 3 » [ ذَواتا أَفْنانٍ ] اين دو بوستان خداوند شاخها و الوان « 4 » باشد و انواع ميوهها . عكرمه گفت : سايهء درختان خواست بر زمين و ديوار . و در ميان اين دو بوستان دو چشمهء روان باشد . حسن گفت : دو چشمهء آب زلال باشد يكى را تسنيم گويند و ديگر را سلسبيل . ابو بكر ورّاق گفت : اين دو چشمهء روان در بهشت آن را باشد كه او را دو چشمهء روان باشد از دو چشم . درين دو بهشت از هر ميوه دو نوع و دو گونه باشد . ابن عبّاس گفت : در دنيا هيچ ميوهء نباشد تلخ و شيرين الّا كه آن در بهشت باشد تا بحنظل الّا آنست كه حنظل بهشت شيرين باشد [ مُتَّكِئِينَ ] تكيه زده باشند بر بسترها كه آستر او از ديباى ستبر « 5 » باشد ذكر [ بِطانَةً ] يعنى آستر براى آن كرد تا بدانند كه : چون بطانه از استبرق باشد ظهاره يعنى ابره از چه باشد سعيد جبير را از اين پرسيدند گفت : اين از آن جمله است كه خداى تعالى گفت : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ ؛ و بقولى ديگر گفت : [ بطانه ] از استبرق باشد و ظهاره از نور . و گفتند كه : معنى آنست كه : [ بِطانَةً ] ظهاره باشد و ظهاره بطانه ؛ براى آنكه موجّه بود دو روى « 6 » . تا بهر روى كه خواهند بازافكنند و ميوههاى
--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « مشك أذفر - مشگ تيزبوى » و در غياث اللغات گفته : « اذفر بالفتح و فاء مفتوح و راء مهمله بمعنى تيزبو از مؤيّد و منتخب و كشف و در صراح بمعنى خالص » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در همين جا باضافهء : « محمّد بن علىّ الترمذى گفت » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) در اينجا از نظاير اين بيانات قسمت معظم ديگرى نيز دارد كه مصنّف ( ره ) از آنها اعراض كرده هر كه طالب باشد به آن تفسير مراجعه كند . ( 4 ) - [ ألوان ] تفسير ابن عبّاس و [ أغصان ] تفسير مجاهد و [ انواع ميوهها ] تفسير ضحّاك است چنان كه ابو الفتوح ( ره ) تصريح كرده است . ( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « ثخين ثقيل » . ( 6 ) - در بعضى نسخ « هر چه بود دو روى بود » : و نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) طبق نسخ خطّى اين است « براى آنكه موجّه بود دو روى ؛ بطانه كمتر از ظهاره نبود تا بر هر روى كه خواهند بازافكنند » پس [ موجّه ] از نسخ چاپى ساقط شده است . در قاموس در مادّهء « و ج ه » گفته : « و الموجّه كمعظّم ذو الجاه و من الاكسية ذو الوجهين كالوجيهة » و در منتهى الارب گفته : » موجّه كمعظّم صاحب جاه و وقار ، و چادر و گليم دورخه » پس معلوم شد كه « دو روى » معنى « موجّه » مىباشد .