أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
329
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
روغن صافى شود . مؤرّج گفت : چون گل سرخ شود . و اين اقوال راجع است با دو وجه . يكى آنكه تشبيه كرد آسمان را در رنگ يا در تلوّن به گل و بروغن كه هر دو بألوان مختلف باشند . ديگر آنكه : بلون تشبيه كرد به گل و بگداختگى بروغن . در خبرست كه شبى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بجوانى رسيد كه نماز مىكرد و اين آيت ميخواند و ميگريست و مىگفت ويحى من يوم تنشقّ فيه السّماء ؛ واى بر من از آن روزى كه آسمان شكافته شود ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اى جوان به آن خداى كه جان من بأمر اوست كه فريشتگان از گريهء تو بگريستند . [ سوره الرحمن ( 55 ) : آيات 39 تا 45 ] فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ ( 39 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 40 ) يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ ( 41 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 42 ) هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ( 43 ) يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ( 44 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 45 ) پس در آن روز كه روز قيامت است گناهكاران جنّ و انس را از گناه ايشان نپرسند براى آنكه خداى تعالى داند و فريشتگان بر وى نوشته باشند ، و روايتى ديگر از عبد اللّه عبّاس آنست كه فريشتگان ايشان را از گناهشان نپرسند براى آنكه ايشان را بسيما بشناسند . ابو العاليه گفت : بىگناه را از گناهكار « 1 » نپرسند « 2 » و جمع ميان اين آيت و آيتهائى كه متضمّن سؤال است آن است كه اينجا مراد آن است كه ايشان را نپرسند كه گناه كردى يا نه ؟ براى آنكه فريشتگان دانند و صحيفهها بخطّ ايشان باشد و آنجا كه پرسند از آن پرسند كه چرا كردى ؟ - و مخالفت امر حق چرا بجاى آوردى ؟ و وجهى ديگر آن است كه در قيامت مواقف باشد در يك موقف سؤال بود ؛ بپرسند ، و در موقفى ديگر سؤال نبود نپرسند . ابن عبّاس گفت : ايشان را سؤال راحت
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « از گناه » و در بعضى ديگر : « گناهكار از گناهكار » . ( 2 ) - مصنّف ( ره ) عبارت را طبق سيرهء خود تغيير داده و تلخيص كرده است زيرا نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « ابو العاليه گفت : سؤال كنند ايشان را از گناه خود و سؤال نكنند از گناه ديگر » .