أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

330

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و كرامت نكنند ، سؤال تعنيف و ملامت كنند ، گناهكاران را بسيما و علامت بشناسند و آن علامت آن بود كه سياه روى و ازرق‌چشم باشند پس موى پيشانى ايشان بگيرند و پايهاى ايشان ؛ و ايشان را بر روى بدوزخ كشند آنگه ايشان را گويند : [ هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ ] اين آن دوزخ است كه كافران و گناهكاران آن را بدروغ ميداشتند ، ايشان در ميان آتش دوزخ و در ميان آب گرم تافته كه گرماى او بغايت رسيده باشد طواف مىكنند و ميگردند قتاده گفت : آبى باشد كه از آن وقت باز « 1 » كه خداى تعالى آسمان و زمين را آفريد آن را مىتابند « 2 » . كعب الاحبار گفت : واديى از واديهاى دوزخ باشد كه خون و ريم اهل دوزخ در او شود ، اين كافران را ببرند ، بند بر نهاده در آنجا اندازند چون يك بار فرو شوند بندهاى ايشان از يكديگر جدا شود ايشان را از آنجا برآرند مرده و پاره پاره گشته ، ايشان را خلقى نو باز آفرينند از آنجا در آتش تافته و لخشيده « 3 » افكنند و عذاب ايشان اين باشد ميان اين و آن ميگردانندشان ؛ فذلك قوله : [ يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ] . اگر گويند : درين آيات كه رفت از ذكر دوزخ « 4 » چه نعمت است تا خداى تعالى آن را با جنّ و انس تقرير كند و گويد : [ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ] ؟ - جواب آنست كه وعيد و تهديد بذكر دوزخ « 5 » لطفى است كه ايشان را بطاعت

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « از آنگه باز » و در بعضى ديگر : « از آنگاه باز » و در بعضى ديگر كلمهء [ باز ] اصلا نيست ليكن در اين قبيل موارد قدما غالبا آن را ميآوردند . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « آن را تافته‌اند » . ( 3 ) - در بعضى نسخ اصلا نيست و در بعضى ديگر : « جوشنده » و در بعضى ديگر « بخشنده » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « لخشنده » ؛ و معنى مناسبى براى « لخشنده » به نظر نمىرسد زيرا در برهان قاطع گفته : « لخشيدن بر وزن بخشيدن بمعنى لغزيدن است كه پاى از پيش بدر رفتن و افتادن باشد » ليكن مىتواند بود كه بمعنى « صاحب لخشه » باشد در برهان قاطع گفته : « لخشه » با شين نقطه‌دار بر وزن و معنى [ لخچه ] است كه شعله و اخگر آتش باشد و سرشگ آتش را نيز گفته‌اند و آن قطره‌هائيست كه از يك سر چوب تر بر آتش ريزد » . ( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و اعلام و أهوال قيامت » . ( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) به اين عبارت « جواب گوئيم در آن نعمتى جزيل و جسيم هست دينى و آن آنست كه » .