أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

312

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

قرآن است كه درو راستى ترازو هست و براى آن نهاد تا طغيان نكنند و از حدّ در نگذرند . آنگه امر كرد براست سنجيدن ؛ گفت : راست سنجيد و عدل كنيد و ترازو كم مداريد « 1 » و چيزها كم مسنجيد . و در كتب اوائل است : يابن آدم اعدل كما تحبّ ان يعدل عليك ، عدل كن با مردم چنان كه مىخواهى كه با تو عدل كنند ، و وفا كن با مردمان چنان كه ترا بايد كه با تو وفا كنند ، [ وَ الْأَرْضَ ] و زمين را وضع كرد و بنهاد براى مردم . و گفته‌اند : براى جملهء آفريدگان « 2 » ؛ در زمين ميوه‌هاست « 3 » . ابن كيسان گفت : مراد هر چيزى است كه مردم به آن تفكّه كنند از جملهء نعمتهاى خداى . و درختهاى خرماى خداوند غلاف و شكوفه‌ها « 4 » ابن زيد گفت : أكمام طلع باشد پيش از آنكه شكافته شود . [ وَ الْحَبُّ ] و دانهء خداوند برگ « 5 » [ وَ الرَّيْحانُ ] و در زمين است روزى خلايق از آنچه آن را بخورند و ببويند ابن عبّاس

--> ( 1 ) - ترجمهء : « وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ » است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن گفته : « بلال بن أبى برده خواند [ وَ لا تُخْسِرُوا ] بفتح تا و سين من الخسران و قال : و هو النقصان و باقى قرّاء بكسر سين و ضمّ تاء من الاخسار » . ( 2 ) - اشاره باختلاف در معنى [ انام ] است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 ؛ ص 206 ؛ س 8 ) : « و زمين بنهاد براى خلق . حسن گفت : للجنّ و الانس ؛ عبد اللّه عبّاس گفت و شعبى لكلّ ذى روح » و طبرسى ( ره ) گفته : « أى و بسط الارض و وطّأها للناس و قيل : الانام كلّ شىء فيه روح ؛ عن ابن عبّاس ، و قيل : الانام الجنّ و الانس ؛ عن الحسن ، و قيل : جميع الخلق من كلّ ذى روح ؛ عن مجاهد » ازين كلمات معلوم شد كه معنى « انام » مختلف فيه است و اختلاف در تفسير آيه متفرّع بر آنست ؛ طالب تفصيل بكتب لغت و تفاسير مفصّله رجوع كند . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و [ فاكهة ] ابهام را موحّد گفت : و منكّر » . ( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اول ص 206 ؛ س 11 ) : « و النخل » ذات الاكمام و [ نخل ] درخت خرما باشد و مراد خرما باشد [ ذاتُ الْأَكْمامِ ] اى ذات الاؤعية واحدها [ كمّ ] مراد غلاف خرماست كه آن را « كفرّى » مىگويند و هر چه چيزى را بازپوشد آن را « كمّ » گويند و منه كمّ القميص آستين پيراهن را از آنجا كمّ گويند كه دست را بپوشد ، و كلاه را كمّه گويند قال الشاعر : و قلت لهم كيلوا بكمّة بعضكم * در اهمكم انّى كذاك أكيل ضحّاك گفت : أكمام غلافهاى او باشد . ابن زيد گفت : طلع باشد پيش از آنكه شكافته شود و اين أقوال متقارب است » . ( 5 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « الف و لام [ الْحَبُّ ] جنس راست و مراد همهء دانه‌هاست » . و [ ذُو الْعَصْفِ ] خداوند برگ و [ عصف ] برگ كشت باشد ( تا آخر بيان او ) » .