أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
313
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفت كه : [ ريحان ] روزى است . ابن زيد گفت : شاسبرم « 1 » است و هر چه آن را ببويند « 2 » آنگه خطاب كرد با جنّ و انس و گفت : بكدامين نعمتهاى خداى تعالى تكذيب مىكنيد يعنى تكذيب بيكى و دو توان كرد و نعمتهاى خداى تعالى بيش از حدّ است چگونه تكذيب توان كرد ؟ ! [ سوره الرحمن ( 55 ) : آيات 14 تا 23 ] خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ ( 14 ) وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ ( 15 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 16 ) رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ( 17 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 18 ) مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ ( 19 ) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ( 20 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 21 ) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ ( 22 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 23 ) بيافريد انسان را يعنى آدم عليه السّلام را از گلى مانند گل كوزهگران بغايت خشگ گشته تا چنان كه گوئى ويرا در داش « 3 » كوزهگران پختهاند چون دست بر وى زنى آوازى از وى بيرون آيد . و بيافريد جنّيان را و گفتند : مراد جانّ است پدر پريان « 4 »
--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « شاسبرم به سكون سين بىنقطه و فتح باى فارسى و راى قرشت و ميم ساكن اسپرغم است كه نوعى از ريحان باشد » . ( 2 ) - نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) ضمن بيان اقوال اين است ؛ « حسن و ابن زيد گفتند : ريحان است بعينه كه در ميان ما باشد از جملهء مشمومات » و مولى فتح اللّه ( ره ) بعد از معنى آيه گفته : « مراد آنست كه در زمين شما را نعمتها دادهام كه بعضى از آن خوردنى است و بعضى بوى كردنى و نزد اكثر مفسّران [ ريحان ] بمعنى روزى انسان است » . ( 3 ) - در برهان قاطع گفته : « داش بر وزن فاش كورهء كه خشت و خم و كاسه و كوزه و امثال آن در آن پزند » . چنان كه از اين عبارت برمىآيد [ داش ] لغت فارسى عمومى است و اختصاص بمحلّى دون محلّى ندارد پس استدلال مرحوم ملك الشعراى بهار به اين كلمه بر خراسانى بودن مؤلّف اين تفسير بى مورد است چنان كه در مقدّمه بتفصيل ياد كرديم ( رجوع شود به جلد اوّل ص ه - 5 مقدّمه و ص ط - 9 ) . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « يعنى پدر پريان » ؛ و ابو الفتوح ( ره ) گفته : « بيافريد جنيّان را ؛ گفتند : [ جانّ ] أبو الجنّ است چنان كه آدم أبو البشر است ضحّاك گفت : مراد به [ جانّ ] ابليس است ابو عبيده گفت : [ جانّ ] واحد جنّ است » .