أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
311
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آفتاب و ماه بحسابى مىروند در منازل دوازدهگانه قتاده و ابو مالك و ابن زيد و ابن كيسان گفتند : يعنى به آن حساب كنند و اعمال و آجال و اوقات ديون و عبادات بدان شناسند و شب و روز بر مسير ايشان نهاده است چه اگر آفتاب و ماه نبودى شب از روز پيدا نبودى و روز از شب ؛ و روزگار همه شب بودى و همهء كارها معطّل ماندى . گفتهاند : فراخناى آفتاب شش هزار و چهارصد فرسنگ بود در مثل اين ، و فراخناى ماه هزار فرسنگ است در هزار فرسنگ . و بر روى آفتاب نوشته است : لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، خلق الشمس بقدرته و أجراها بأمره ، و در بطن او نوشته است : لا إله إلّا اللّه ؛ رضاه كلام ، و غضبه كلام ، و رحمته كلام ، و عذابه كلام ؛ يعنى اين چيزهاى مختلف و مخالف از رضا و غضب و رحمت و عذاب در كلام ما بسته است ؛ بكلام خداى تعالى راضى شود و رحمت كند ؛ و بكلام خداى تعالى خشم گيرد و عذاب كند . و بر روى ماه نوشته است : لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، خلق اللّه القمر ؛ و خلق اللّه الظّلمات و النّور . و در بطن وى نوشته است : خلق اللّه الخير و الشرّ بقدرته يبتلى بهما من يشاء من خلقه فطوبى لمن أجرى اللّه الخير على يديه ؛ و الويل لمن أجرى اللّه الشرّ بقدرته على يديه ، و مراد باجراء خير و شرّ بر دست او اقدار و تمكين است و آلات كه يكى از ما بىآن فعل نتواند كرد . [ وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ ] « نجم » هر درختى باشد كه ساق ندارد چون درخت گندم و ارزن و مانند آن ، و « شجر » آن را گويند كه ساق دارد و شاخ گسترانيده بود « 1 » مجاهد و قتاده گفتند : [ نجم ] ستاره است و سجود او طلوعش باشد و آنكه گفت : نبات و درخت است گفت : سجود نبات و درخت جنبيدن و تمايل ايشان است از باد ؛ گفت : هر چه هست از گياه و درخت و ستاره خداى تعالى را سجده مىكنند . [ وَ السَّماءَ رَفَعَها ] آسمان را برداشت و ترازو را بنهاد . مجاهد گفت : مراد عدل است . حسن و قتاده و ضحّاك گفتند : مراد ترازوى حقيقى است و براى آن بنهاد تا به آن نصفت كنند و انصاف گوش دارند . حسين بن الفضل گفت :
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « سدّى گفت : همه گياه را نجم خوانند لنجومه من الارض أى طلوعه » .