أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
291
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
در خبر مىآيد كه چهل شبانروز آب از آسمان مىآمد و در هوا معلّق مىاستاد ، و چهل شبانروز آب از زمين برمىآمد آنگه آب آسمان بر آب زمين آمد فذلك قوله [ فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ] آبها بهم رسيدند بر كارى تقدير كرده و مقدار انداخته « 1 » چنان كه آب آسمان بر آب زمين يك قطره كمابيش نبود . و ما نوح را برداشتيم و بنهاديم بر كشتى خداوند لوحها و ميخها « 2 » . ضحّاك گفت : دسر اصل كشتى باشد و ألواح جوانبش [ تَجْرِي بِأَعْيُنِنا ] اين كشتى مىرود بچشمهاى ما يعنى چنان كه ما مىبينيم و مىدانيم مقاتل حيّان گفت : بحفظ و نگاهداشت ما « 3 » ، مقاتل سليمان گفت : بوحينا ؛ بوحى ما و بفرمان ما [ جزاء ] يعنى بكرديم ما ازين نوع بلا و عذاب تا جزائى باشد و ثوابى مر آن كس را « 4 » كه در وى كافر شدند يعنى نوح عليه السّلام كه او را جحود كردند ، و گفتند : [ من ] بمعنى [ ما ] است أى لما كان كفر من نعم اللّه تعالى ، اى لكفرهم
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « آبها بر هم آمدند بر كارى تقدير كرده و گفتند : مقدار انداخته شده چنان كه آب آسمان بر آب زمين يك قطره كمابيش نبود و گفتند : بر كارى كه تقدير كردند بر لوح محفوظ » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ ذات ألواح ] صفت موصوفى محذوف است اى على سفينة ذات ألواح ؛ جمع لوح و [ دسر ] مسامير واحدها دسار و دسير ( تا آنكه گفته ) حسن بصرى گفت و شهر بن حوشب [ دسر ] سينهء كشتى باشد ( تا آنكه گفته ) و مجاهد گفت : عوارض كشتى باشد و ضحّاك گفت : ( تا آخر عبارت متن ) » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و منه قول الناس للمودّع : عين اللّه عليك » . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « تا جزائى باشد و عقابى بر آنكسى » و عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « [ جزاء لمن كان كفر ] نصب [ جزاء ] بر مفعول له است اى فعلنا ذلك من الطوفان و ارسال الماء عليهم جزاء و ثوابا لنوح عليه السّلام و هو الذى كان كفر و جحد حقّه ؛ و نوح است كه كفر آوردند به او و جحود كردند حقّ او را . و بعضى ديگر گفتند : [ من ] اينجا بمعنى ماء مصدرى است يعنى جزاء لما كان كفر من نعمة اللّه اى لكفرهم ، اين قول ابن زيد است . بعضى ديگر گفتند : كه معنى آنست كه عاقبناهم للّه و قوله [ لِمَنْ كانَ كُفِرَ ] خداست براى آنكه ايشان كافرند و خداى تعالى مكفور به مجاهد گفت : [ جزاء لما كان كفر ] بفتح كاف و فاء يعنى كان الغرق و الهلاك جزاء الكفّار ؛ خداى تعالى همه را هلاك برآورد و كس از آن عذاب نرست مگر عوج بن عنق ( تا آخر متن ) » .