أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
273
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفت ! ؟ يا خود او را خبر ندادهاند از آنچه در صحيفهها و أسفار و اجزاء توراة موسى است و نيز صحف ابراهيم عليه السّلام كه او وفا كرد « 1 » بعهدهاى خداى تعالى كه : هيچ كس گناه ديگرى را بر ندارد و بار گناه خود بر ديگرى ننهد . بعضى از مفسّران گفتند : پيش از ابراهيم عليه السّلام ظلمهء روزگار را عادت بود كه پدر را بگناه پسر بگرفتندى ، و برادر را بگناه برادر بكشتندى ، و خويش را بخويش بگرفتندى تا كه خداى تعالى ابراهيم را بفرستاد و بر او إنزال « 2 » كرد در صحف وى كه [ أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ] « 3 » و ابراهيم عليه السّلام را وصف كرد بوفا ؛ و وفاى او آن بود كه عمل كرد به آنچه او را فرمودند « 4 » و قيام كرد بگزاردن « 5 » رسالت بخلق و از عهدهء تكليف نبوّت بيرون آمد و به همه وفا كرد ربيع گفت كه : به آنچه بخواب ديد وفا كرد و پسر را قربان كرد . ابو العاليه گفت : اركان اسلام تمامى بجاى آورد و ذلك قوله تعالى : وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ . عطاء بن السّائب « 6 » گفت : ابراهيم عليه السّلام با خداى تعالى عهد كرد كه هيچ چيز نخواهد از هيچ كس جز از خداى تعالى ؛ و چون او را به آتش انداختند جبرئيل عليه السّلام آمد و گفت : هيچ حاجت دارى ؟ - گفت : دارم امّا به تو نه ؛ خداى تعالى بر اين خصلت بر وى ثنا كرد . ابو بكر ورّاق گفت : ابراهيم به شرط دعوى قيام نمود خداى تعالى او را گفت : أسلم ، او گفت : أسلمت لربّ العالمين ؛ خداى تعالى او را بصحّت دعوى مطالبه كرد و امتحان كرد او را در نفس و فرزند و مال ؛ تن بنيران داد ، و فرزند بقربان داد ، و مال بمهمان داد ؛ خداى تعالى
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « يقال : و فى و أوفى و وفىّ ثلاث لغات بمعنى واحد » . ( 2 ) - در بعضى نسخ معتمده : « و برو أنزله » طبق اصطلاح ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « أن مخفّفه است از ثقيله ؛ التقدير أنّه لا تزر » . ( 4 ) - در بعضى نسخهها : « فرمودن » و از ملاحظهء نظاير اين مورد كه در اين تفسير شريف فراوان به نظر ميرسد و ما بقسمتى از آنها اشاره كردهايم مستفاد مىشود كه اين استعمال مخفّف است بحذف دال يعنى [ فرمودن ] را بجاى [ فرمودند ] به كار مىبردهاند ؛ فتفطّن . ( 5 ) - در تمام نسخ : « بگذاردن » ( بذال معجمه ) . ( 6 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته ( ص 125 ) : « عطاء بن السائب الثقفىّ ابو محمّد الكوفىّ أحد الائمّة عن انس و ابن ابى أوفى ( تا آنكه گفته ) : قال ابن سعد : مات سنة ستّ و ثلاثين و مائة » .