أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

269

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

انّ للشّيطان لمّة و للملك لمّة ؛ لمّة الشّيطان الوسوسة و لمّة الملك الالهام « 1 » ؛ معنى اين آيت آن است كه خداى تعالى گفت : من محسنان را جزا نيكوتر از آن كنم « 2 » كه ايشان كرده باشند و ايشان آنان‌اند كه از كبائر و فواحش اجتناب نمايند الّا گناهى كه از آن توبه كنند يا صغيره و اگرچه توبه نكنند يا گناهى كه كرده شود بىقصد ؛ آن از خداى تعالى مغفور باشد . خداى تعالى فراخ آمرزش است ؛ بر وى بزرگ نباشد آمرزيدن گناهان و اگرچه بزرگ باشد ؛ و گناه بنده اگرچه عظيم بود رحمت خداى تعالى ازو بزرگتر است . يكى از جملهء بزرگان صالحان بسيار گفتى : إلهى اگر همهء عالم را بيامرزى ؛ مشتى خاك را آمرزيده باشى ، و اگر همهء عالم را بسوزى ؛ مشتى خاك را سوخته باشى ، بر تو دشوار نيست آمرزيدن گناهان « 3 » ، و در خبرست كه حسن بن هانى أبو نواس را در خواب ديدند گفتند « 4 » : ما فعل اللّه بك ؛ خداى تعالى با تو چه كرد ؟ گفت : غفر لى ببيتين قلتهما ؛ مرا بيامرزيد به دو بيت كه گفته بودم و آن اين است : من أنا عند اللّه حتّى إذا * أذنبت لا يغفر لى ذنبى العفو يرجى من بنى آدم * فكيف لا أرجوه من ربّى « 5 »

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء ترجمهء آن به اين عبارت : « گفت : ديور المّهء باشد و فرشته را لمّهء ؛ لمّهء ديو وسوسهء او بود ، و لمّهء فرشته الهام او بود » . ( 2 ) - در بعضى نسخ خطّى تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بدهم » . ( 3 ) - شبيه به اين درخواست است قول سعدى در خطاب بپيغمبر اكرم ( ص ) : چه كم گردد اى صدر فرخنده پى * ز قدر رفيعت بدرگاه حى كه باشند مشتى گدايان خيل * بمهمان دار السلامت طفيل ( 4 ) - در بعضى نسخ : « حسن هانى ابو نواس را در خواب ديد گفت » و در بعضى ديگر مانند بعضى نسخ ابو الفتوح ( ره ) : « ابو الحسن برهانى حسن بن خلف را كه معروف است بابى نواس در خواب ديد گفت » و صحيح همانا متن است و اسم ابو نواس حسن بن هانى است . محدّث قمى ( ره ) در الكنى و الالقاب ( ج 1 ؛ ص 163 ) ضمن ترجمهء حال ابو نواس آورده : « و فى كشكول البهائى : رؤى أبو نواس فى المنام بعد موته فقيل له : ما فعل اللّه بك ؟ - فقال : غفر لى و تجاوز عنّى لبيتين قلتهما قبل فوتى و هما : من أنا ( تا آخر دو بيت متن » . ( 5 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين بعد از نقل آنها گفته : « يعنى من چه كس باشم نزد خدا كه اگر گناه كرده باشم مرا نيامرزد و مرا بر آن مؤاخذه كند و خطاب و عتاب نمايد يعنى حقارت من بدرگاه او سبحانه و تعالى بيش از آنست كه مرا بگناه مؤاخذه فرمايد . و معنى بيت دوم اين است كه : عفو مرجوّ است از آدميان پس چگونه من اميدوار نباشم برحمت و مغفرت پروردگار خود ؟ ! » .