أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
263
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
غطفان را كه « 1 » سعد بن ظالم نهاد براى ايشان و سبب آن بود كه او بمكّه آمد قريش را ديد كه سعى صفا و مروه مىكردند ببطن نخله آمد و قوم خود را گفت : اهل مكّه را دو كوه است كه آنجا طواف مىكنند و خدائى هست ايشان را كه وى را مىپرستند و شما را نيست ، گفتند : پس چه ميفرمائى ؟ - گفت : من تدبيرى سازم ؛ برفت و سنگى از كوه صفا بركند و يكى از مروه بياورد و بنهاد در برابر يكديگر ؛ و گفت : اين صفا و مروهء شماست . و سه سنگ برگرفت و بر هم نهاد در زير درختى از خرما و گفت : اين
--> ( 1 ) - در غالب نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « كه » نيست .