أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

260

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

هزار هزار آژگ « 1 » است ، هر آژگى اند هزار هزار برگ است ، و در زير هر برگىاند هزار هزار كردوس « 2 » فرشته است ، هر كردوسىاند هزار هزار بار « 3 » و گفتند كه : سدرة المنتهى و طوبى هر دو يكى است . [ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ] چون باز پوشيد سدره را آنچه باز پوشيد « 4 » حسن گفت : نورى بود از خداى تعالى كه آن را باز پوشيد تا از آن روز روشن شد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : بر هر برگى از برگهاى وى فرشتهء ديدم كه

--> ( 1 ) - اين كلمه را در كتب لغت متداول كه در دسترس من است بدست نياوردم ليكن از ملاحظهء كلمهء « آژغ » بر مىآيد كه « آژگ » نيز بمعنى « آژغ » مىباشد ؛ در فرهنگ رشيدى آمده : « آژغ و آژوغ بضمّ ژا در فرهنگ بمعنى ليف خرما باشد و شاخهاى زيادتى كه از شاخ ببرند » در برهان قاطع گفته : « آزغ بضمّ ثالث و سكون غين نقطه دار آنچه از شاخهاى درخت خرما و تاك انگور و درختان ديگر ببرند و آن را به عربى جمله خوانند » و در « آزوغ » و همچنين در « آژغ » و « آژوغ » بزاء فارسى به مثل اين معنى كه نقل شد تصريح كرده است . در لغت نامهء دهخدا ( ص 1984 ) مذكور است : « ازگ [ ا ] ( ا ) شاخ خرد شولان . تركه . بر هر شاخ هزار هزار ازگ است و بر هر ازگى هزار هزار برگ است ( تفسير ابو الفتوح رازى چاپ اوّل ج 5 ص 177 س 7 ) رجوع به ازغ شود » و در « ازغ » گفته ( ص 1983 ) : « ازغ [ ا ] ( ا ) آنچه از شاخهاى درخت ببرند و پيرايش دهند ( برهان ) آنچه ببرند از شاخه‌هاى درخت انگور ( مجمع الفرس سرورى ) جمله ( برهان ) ( مجمع الفرس ) شاخه‌هاى بريدنى درخت كه بريده باشند قصابه . آزغ . آژغ . آزوغ . آژوغ . و رجوع به آزغ و آزگ شود » چنان كه ملاحظه مىشود عبارت ابو الفتوح ( ره ) صريح در آنست كه « ازگ » بمعنى شاخ كوچكى است كه از شاخ بزرگ منشعب شود ليكن قيد بريدگى كه در معنى كلمهء « آژغ » شده است به نظر مىآيد كه درست نباشد بلكه « آژغ » بمعنى مطلق شاخهء كوچك باشد فتتبّع حتّى يتبيّن لك جليّة الحال . ( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « كردوس كعصفور گلّهء بزرگ از اسبان و كردوسة بالتاء مثله » پس در اينجا مراد مطلق كثرت است غير گلّهء اسب . ( 3 ) - كذا در نسخ معتمده و همچنين نسخ خطّى تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن در بعضى نسخ تفسير حاضر « باشد » و در غالب آنها هيچ يكى نيست . ( 4 ) - در غالب نسخ : « پوشد » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « يعنى سايه افكند بر آنچه سايه افكند » .