أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

240

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

جبّاران و گردنكشان و متكبّرانند و گفتند كه : [ مسيطر ] رقيب باشد يعنى ايشان رقيبانند بر مردم و بر ايشان رقيبى نيست ؟ يا ايشان را نردبانى است كه بسبب آن ميشنوند اگر چنين است آنكه او شنيده است و بسمع او رسيده است گو حجّتى روشن بيار ؛ يا خدا را دختران‌اند و شما را پسران ؟ بر حسب آنكه ايشان دعوى كردند كه : الملئكة بنات اللّه ، يعنى قدر شما رفيع‌تر است چنان كه پدر پسران عالى قدرتر باشد و پدر دختران پژمرده و سر افكنده‌تر باشد على اعتقاد كم الفاسد و گفتند كه : مراد اين است كه اگر وى فرزندى اختيار كردى اختيار پسر كردى براى آنكه حكيم عالم اختيار بهتر كند اختيار بدتر « 1 » نكند « 2 » . يا تو كه محمّدى بر اداء رسالت از ايشان مزدى ميخواهى كه ايشان از غرامت آن گرانبارند ؟ يا بنزديك ايشان علم غيب است ايشان از آنجا مىنويسند يا دعوى مىكنند كه ما مىدانيم كه اين سخن كه محمّد مىگويد از حديث بعث و نشور و ثواب و عقاب آن را اصلى نيست ؟ ! بعضى از مفسّران گفتند كه : اين جواب آنست كه ايشان گفتند كه : اگر كار آخرت اصلى دارد ما را بهتر باشد آنجا ؛ چنان كه گفت : [ وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً ] يعنى اين غيب از كجا بشما آمد ؟ يا از كجا نوشته‌ايد اين حديث ؟ يا ميخواهند كه با تو « 3 » مكرى كنند ؟ خود مكر ايشان با ايشان گرديد و كيد خداى تعالى تدبيرى باشد كه بسازد براى اولياى خود بر اعداى خود تا قهر و غلبه كند ايشان را . زجّاج گفت : معنى آنست كه ايشان به اين كفر و جحود ميخواهند تا با خداى تعالى كيدى كنند خداى تعالى كيد ايشان را بسر ايشان فرو آورد به عذاب دنيا و آخرت ، يا ايشان را خدائى هست جز از خداى تعالى جلّ جلاله كه او مستحقّ عبادت است بنعمتى كه با ايشان كرد ؟ اين دعوى نتوان كرد كه خدا تنزيه خويش كرد جلّ جلاله و گفت : منزّه است خداى تعالى از آنكه با وى انباز گيرند .

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بتر » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « نه اختيار بدتر » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « كه تا با تو » .