أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
231
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
پر كرده « 1 » و تافته ؛ همچنانكه تنورى را بتابند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : نبايد كه در دريا نشيند الّا حاجّى « 2 » يا معتمرى يا مجاهدى كه در زير دريا آتش است و در زير آتش درياه « 3 » است و در زير آن درياه « 4 » آتش . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : البحر نار فى نار ؛ دريا آتشى است در آتشى . سعيد بن مسيّب گفت كه : امير المؤمنين عليه السّلام مردى را گفت از جهودان كه : دوزخ كجاست ؟ - گفت : در درياست ، على گفت : راست مىگويد . در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : روز قيامت درياها را به آتش كنند و به او آتش
--> ( 1 ) - اشاره بقول قتاده است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و قتاده گفت : [ الْمَسْجُورِ ] مملوّ باشد و منه قول لبيد : « فتوسّطا عرض السرىّ فصدّعا * مسجورة متجاورا أقلامها » و چون سيرهء ابو المحاسن ( ره ) در اين تفسير بر جمع أقوال مختلفه در كلمات خود بعبارت هر چه موجزتر و مختصرتر جارى است بهتر آنست كه « پر كرده » را بباء فارسى بخوانيم تا بمعنى مملوّ باشد در اين صورت لفظ « كرده » زايد مىباشد و در چند نسخه « بر كرده » يعنى بباء عربى ضبط شده پس اسم مفعول از « بر كردن » خواهد بود . در برهان قاطع گفته : « بر كردن بر وزن پروردن بمعنى حفظ كردن و بخاطر نگاهداشتن باشد و كنايه از بر افروختن آتش هم هست » و در بهار عجم ضمن معانى : « بر كردن » گفته : « و بر افروختن و روشن كردن چون رنگ بر كردن و آتش و چراغ و أمثال آن ( تا آنكه گفته ) ميرزا صائب : بروشنائى دل راز نه فلك خوانى * اگرچه در دل شبها چراغ بر نكنى » پس « بر كرده » بمعنى بر افروخته و روشن شده و تافته است كه معنى « مسجور » مىباشد و عبارت تفسير ابو الفتوح ( ره ) اين است : « [ وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ] مجاهد و ضحّاك و سمر بن عطيه و محمّد بن كعب و أخفش گفتند : يعنى تافته بمنزلت تنور تافته و از آنجا مسجر گويند تنور آسياب را و دليل اين تأويل آنست كه روايت كردهاند كه رسول ( ص ) گفت : نبايد ( تا آخر متن ) » ( از نسخ خطّى نقل شد و از نسخ چاپى « آسياب » يا « اسباب » را كه صريح نسخ خطّى است حذف كردهاند ) ليكن پوشيده نيست كه در صورت اوّل كلام مبنى بر تأسيس است و در صورت دوم مبنى بر تأكيد و طبق « قاعدهء معروفهء « التأسيس اولى من التأكيد » وجه اوّل بهتر به نظر مىآيد و السّلام على من اتّبع الهدى . ( 2 ) - در بعضى نسخ « حاجيى » . ( 3 ) - كذا صريحا در نسخهء قديم بهاء در آخر « دريا » در هر دو مورد ؛ ليكن در ساير نسخ : « دريا » بدون هاء در آخر . ( 4 ) - كذا صريحا در نسخهء قديم بهاء در آخر « دريا » در هر دو مورد ؛ ليكن در ساير نسخ : « دريا » بدون هاء در آخر .